شادمانى مسلمانان مىگرديد . اندكى بعد از اين تصميم دست برداشتند و به زنان اجازه دادند تا بر كشتههاى خويش نوحهسرايى كنند ، زيرا اين كار به زعم آنان موجب تحريك احساسات شده غيرت مردان را از پذيرش چنين ننگى برمىانگيخت .
قريش خود را براى جنگ با پيغمبر ( ص ) آماده مىكرد . بدين منظور براى انتقامگيرى و زدودن ننگ و عار ، به گردآورى نيرو و تجهيز قواى جنگى پرداخت . يهوديان نيز كه در مورد مركزيت سياسى و اقتصادى خود ، در منطقه احساس خطر مىكردند و سلطهء فرهنگى خود را در معرض نابودى مىديدند ، با اعزام نمايندگانى به مكّه به تشويق قريش براى انتقامگيرى پرداختند . چنان كه خود نيز كينههاى درونى را آشكار و پيمانهاى عدم تعرّض و حسن همجوارى را كه با رسول خدا ( ص ) بسته بودند ، نقض كردند .
از سوى ديگر پيامبر ( ص ) و يارانش نمىتوانستند دست از قبلهء خود ، كعبه بردارند و قريش را با غرور و تكبّرش واگذارند . خصوصا پس از مظالم و جناياتى كه در حق مسلمانان روا داشتند و چنان به آزار و اذيّت اين قوم پرداختند كه مجبور شدند با ترك مال و ثروت ، و خانه و كاشانهء خود راهى ديار غربت شوند .
علاوه بر اين پيامبر اكرم ( ص ) با عقد معاهدات و پيمانهاى همكارى متقابل و حسن همجوارى با قبايل منطقه ، قريش را در محاصره گرفت و بر راه تجارى آن سيطره پيدا كرد ، چنان كه هيچ راهى براى مشركان قريش امنيت نداشت . از اين رو خود را در ميان گازانبر ديد كه به طريقى بايد اين حلقه را شكست و از اين مخمصه و تنگنا نجات يافت . اين تعبير يكى از رهبران قريش است كه گفت :
محمّد و ياران او راه بازرگانى ما را بستهاند و نمىدانيم با اصحاب او چه كنيم . از راه كناره تكان نمىخورند . اهالى منطقه ساحلى همگى با آنها همپيمان شدهاند و ما نمىدانيم كدام راه را بپيماييم . اگر قرار باشد در مكّه
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 116
مساهمون: السيد جعفر مرتضى العاملي
ص١١٦