مرتبه آن كمتر از عدد فوقانى بود بطوريكه در زير بعضى از مراتب عدد فوقانى خالى بود قاعده در جمع اينستكه موقع عمل همان مرتبه فوق را عينا به پائين آورده و در رديف حاصل جمع قرار مىدهيم .
مثال ابتداء عدد « 6 » را با « 2 » جمع كرده حاصل « 8 » شد در تحت قرار داديم سپس عدد « 5 » را با « 7 » جمع كرده « 12 » شد فقط « 2 » را نوشته و « 1 » را در ذهن سپرديم آنگاه مقدار « 1 » را به « 6 » افزوده و با « 3 » جمع كرديم « 10 » شد پس صفر از « 10 » را در زير نوشتيم و دو مرتبه مقدار « 1 » را حفظ كرديم و بعد بعدد « 7 » كه مرتبه بعدى است افزوديم « 8 » شد و چون در فوق آن عدد نبود همان « 8 » را در زير ترسيم كرديم آنگاه بسراغ مرتبه بعدى رفتيم از عدد تحتانى عددى نبود ولى از فوقانى عدد « 2 » بود همان را به زير نقل داده و در رديف حاصل جمع نگاشتيم و حاصل 28028 شد .
متن : فان تكثّرت سطور الاعداد فارسمها متحاذية المراتب و ابدء من اليمين حافظا لكلّ عشرة واحدا كما عرفت و هذه صورته .
ترجمه : پس اگر سطور اعداد متكثّر و زياد شود آنها را بطورى قرار بده كه مراتبشان باهم محاذى باشد و ابتداء كن از سمت راست در حالى كه براى هر دهى
اللباب شرح فارسى بر خلاصه الحساب ( فارسى ) — صفحة 22
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص٢٢