خوانند و دائره را قاعدهاش گفته و خطّى كه بين مركز دائره و نقطه را بهم مرتبط مىسازد سهم مخروط گويند .
و اگر آن را با سطح مستوى از كمر قطع كنيم بطورى كه با دائره موازى باشد دو مخروط يكى ناقص و ديگرى تامّ حادث مىشود .
و قاعده مخروط و استوانه اگر مضلّع باشند هر يك از استوانه و مخروط همچون قاعدهاشان مضلّع مىباشند .
پس آنچه تا باينجا ذكر شد اكثر اصطلاحات متداول در اين فنّ مىباشد .
شرح مخروط عبارتست از شكلى كه از احاطه يك دائره و يك سطح صنوبرى شكل كه از محيط دائره به بالا مىآيد تشكيل شده و هر چه ببالاتر مىرود دهانه اين سطح تنگتر مىشود بطورى كه اين دهانه بيك نقطه مسدود مىگردد به نحوى كه اگر خطّ مستقيمى را كه بين اين نقطه و دائره را وصل مىكند روى اين سطح صنوبرى قرار دهيم و دور دهيم از ابتداء دور تا انتهاء با تمام اين سطح مماسّ باشد و آن بر دو قسم است :
مخروط قائم و مخروط مائل .
قائم آنست كه سهم بر قاعده عمود باشد .
مائل آنست كه اينچنين نباشد .
و دائرهاى كه سطح صنوبرى از محيط آن بلند مىشود قاعده مخروطست و خطّى كه مركز اين دايره را بنقطه فوقانى متّصل مىكند سهم مخروط نام دارد .
مخروط ناقص : آنست كه قبل از اينكه سطح صنوبرى بنقطه منتهى شود بواسطه خطّ مستقيمى قطع شود .
مخروط تامّ : آنست كه سطح صنوبرى به نقطه منتهى گردد چنانچه در اشكال مرسومه تمام مطالب مزبوره مرئى است .
اللباب شرح فارسى بر خلاصه الحساب ( فارسى ) — صفحة 162
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص١٦٢