دوست دارم كه در هر سى ذراع يك قصهگو مثل تو بود . « 1 »
« ابان بن تغلب » قصّهگوى شيعه بود . « 2 » عدى بن ثابت كوفى ( 116 ه ) « امام مسجد شيعه و قصهگوى آنان بود . » « 3 » اين ديدگاه اسلام و صريح قرآن ، و روش و موضع اهل بيت نبوّت و معدن رسالت در قبال قصهگويى و قصهگويان است .
سياست و اهداف مكتب خلافت درباره قصّه و قصّهگويى به اين سادگى نبود ، بلكه با آن اختلاف اساسى داشت . در اين فصل دربارهء اهداف و سياست دو مكتب امامت و خلافت در اين باره سخن مىگوييم .
1 . قصّه و قصّهگويى در مكتب خلافت
دستگاه خلافت ناچار بود براى پيش برد اهداف خود ، مردم را به گونهاى مشغول كند و خلأ روحى و روانى آنان را كه ناشى از دور ساختن عالمان حقيقى از معاشرت با مردم و تربيت و الا و بالا بردن سطح معلومات آنان بود ، به طريقى پر سازد . هنگامى كه تصميم گرفتند ، در اين زمينه به اهل كتاب نقش پيشگامى واگذار كنند ، حاكمان وقت به سمت ايجاد شيوهء جديدى گرايش پيدا كردند كه بتواند ضمن مشغول كردن مردم و پر نمودن اوقات فراغت آنان با ارائه نوعى لذّت خيالى امّا دوستداشتنى و دلپذير ، يك حالت آرامش و طمأنينه در آنان به وجود آورد . از سوى ديگر مطمئن باشند كه با طرح امور حسّاس ، حاكمان را در تنگنا قرار ندهد .
اين شيوه ، واگذارى ميدان براى قصهگويان مسلمان شده اهل كتاب و
هامش
( 1 ) . بنگريد : اختيار معرفة الرجال ، 214 - 215 ؛ جامع الرواة ، 1 / 353 ؛ معجم الرجال الحديث ، 8 / 68 - 61 .
( 2 ) . معرفة علوم الحديث ، 136 .
( 3 ) . تاريخ الاسلام ( ذهبى ، حوادث سالهاى 100 / 120 ه ) ، 418 .