به كسانى كه جنگ بر آنان تحميل شده ، رخصت ( جهاد ) داده شده است ، چرا كه مورد ظلم قرار گرفتهاند و البته خدا بر پيروزى آنان سخت تواناست ؛ همان كسانى كه به ناحق از خانههايشان بيرون رانده شدند ؛ ( آنها گناهى نداشتند ) جز اين كه مىگفتند : پروردگار ما خداوند است .
ز . اوج درگيرى
وقتى عتبه ، شيبه و وليد كشته شدند ، ابو جهل تلاش كرد تا اوضاع را به دست گيرد . از اين رو گفت :
تعجيل نكنيد ، و طغيان نورزيد چنان كه پسران ربيعه طغيان ورزيدند . بر شما باد كشتن مردم يثرب ، آنان را تكه تكه كنيد . بر شما باد حفظ مردم قريش ، آنان را بگيريد تا وارد مكّه شويم و گمراهىشان را به آنان بشناسانيم .
ابن عبّاس در تفسير آيهء :
وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى
؛ مىگويد : « 1 »
رسول خدا ( ص ) به فرمان جبرئيل به على ( ع ) گفت : مشتى سنگريزه به من بده . على ( ع ) مشتى سنگريزه ( در روايتى : خاك ) برگرفت و به آن حضرت داد . رسول خدا ( ص ) آن را بر روى كافران ريخت . احدى از آنان باقى نماند ، مگر اين كه چشمش ( و در روايتى دهان و گلويش ) از سنگريزه پر شد . سپس مؤمنان آنان را به رديف ، كشتند و اسير كردند . « 2 »
ح . فرشتگان در بدر
خداوند ، مسلمانان را به كمك فرشتگان مدد رساند تا دلهاى آنان بر ايمان تثبيت شود . مفسّران در اين كه فرشتگان جنگيده باشند ، اختلاف نظر دارند .
شايد ظاهر آيه هم بر شركت فرشتگان در جنگ ، مساعدت نكند . خداوند متعال
هامش
( 1 ) . انفال ( 8 ) : 17 .
( 2 ) . بحار الانوار ، 19 / 229 ؛ مناقب آل ابى طالب ، 1 / 189 ؛ سيره حلبى ، 2 / 167 .