بيگانگى مىكردند . اخوّت اسلامى اين شكاف عميق را پر كرد و حس تنهايى را از آنان دور ساخت و در دلهاى مؤمنان نور اميد و اطمينان به آينده درخشان دميد . چنان تأثير برادرى در روحيهء مسلمانان عميق بود كه حتى گمان كردند از هر جهت با هم برادرند و حتى از يك ديگر ارث مىبرند !
2 . بالا بردن مناسبات انسانى
هدف پيمان برادرى مسلمانان مهاجر و انصار اوجبخشى به مناسبات انسانى و بالا بردن آن از سطح مصالح فردى به ارتباط الهى خالصانه تا درجهء برادرى بود تا تأثيرگذارى آن ، در رفتار متقابل مسلمانان طبيعىتر و منسجمتر و از گرايشهاى روانى بسى فاصله داشته باشد .
به رغم تأكيدهاى مكرر اسلام مبنى بر اين كه مؤمن برادر مؤمن است ، بخواهد يا نخواهد و مسئوليت عمل به مقتضاى اين برادرى ؛ اين احساس نياز وجود داشت كه اين تأكيدها جنبهء عمل به خود گيرد تا روابط محبت و مودّت و رشتههاى صداقت و دوستى هرچه عميقتر شود و هدف عالى بر عمل عالى هم مبتنى باشد .
3 . نقش برادرى در سازندگى
رسول اكرم ( ص ) در صدد بناى جامعه جديدى بود كه الگوى برتر شايستگى و رستگارى باشد و به نيكى از عهدهء دعوت به سوى توحيد و يكتاپرستى و يارى دين در همهء اوضاع و شرايط برآيد .
پيش از اين به هنگام بحث از تأسيس مسجد ، در ميان هر يك از مهاجران ، انصار و نيز هر دو گروه با هم اختلافات عميقى از نظر اجتماعى ، قبيلهاى ، فرهنگى ، روانى ، عاطفى و حتى ژرفاى اعتقادى و ميزان پاىبندى به احكام و ايمان وجود داشت . علاوه بر اين مهاجران از شرايط روانى و معيشتى رنج مىبردند .