قرآن ايستاد . ابو ذر نيز هنگامى كه ديد حكومت در خط انحرافى خطرناكى حركت مىكند و مىبايست جانب حق را بگيرد و مخالفت خود را با انحراف ، به صورت قاطعى اعلان دارد ؛ موضع سرسختانهاى در قبال حكومت اتخاذ كرد .
همچنين ، هر دو در قبال حوادث سقيفه و آثار و نتايج آن موضع واحد و هماهنگى اتخاذ كردند و تا آخر در كنار خاندان پيامبر ( ص ) ايستادند و در اين راه هرگونه سختى و آزارى را به جان خريدند .
امّا ابو درداء ، او پس از رسول خدا ( ص ) از عالمان دربارى و اعوان و انصار حاكمان مسلّط بر امور مسلمين گرديد تا آنجا كه معاويه در مقابل خدمات او به بنى اميه ، به مدح و ثنا و گرامى داشت وى اهتمام ورزيد . « 1 »
ابو درداء شام را سرزمين مقدس مىدانست ، نه مكّه و مدينه را و طى نامهاى كه به سلمان نوشت ، او را به سرزمين مقدس دعوت كرد . بخوان و از اين طرز تفكّر انگشت تعجب به دهان گير .
كافى است ، بدانيد كه يزيد بن معاويه ، ابو درداء را مدح و ثنا كرد و به تمجيد و ستايش او پرداخت . « 2 » معاويه نيز در قبال خدمات او به بنى اميه ، وى را والى شهر دمشق كرد . « 3 »
گذشته از اين ، بر حسب آنچه روايت شده ، رسول خدا ( ص ) ابو درداء را مذمّت كرد و فرمود :
در تو نوعى جاهليت است .
گفت : جاهليت كفر يا جاهليت اسلام ؟
فرمود : جاهليت كفر . « 4 »
هامش
( 1 ) . الطبقات الكبرى ، 2 / 2 / 115 .
( 2 ) . تذكرة الحفّاظ ، 1 / 25 .
( 3 ) . الاستيعاب ، 3 / 17 ؛ 4 / 60 ؛ الاصابه ، 3 / 46 ؛ التراتيب الاداريه ، 2 / 426 - 427 .
( 4 ) . الكشّاف ، 3 / 537 ؛ قاموس الرجال ، 0 / 69 .