اين روش صحابه بود كه بر پايهء آن ، عمل مىكردند و مورّخان هم از آنان پيروى نموده تا اواسط و بلكه تا پايان سال پنجم ، ماهها را شمردند . از اين هنگام به شمارش سالها روى آوردند . « 1 »
اين نكته دلالت دارد كه تاريخ از نخستين سالهاى هجرت پايهگذارى شد و الّا معنى ندارد كه يك نفر صحابى در پاسخ به پرسشى كه از وى درباره حادثهاى در سال پنجم كردهاند ، از ذكر سال روى بگرداند و به شمارش ماهها بپردازد و پس از مدتى تفكّر و تأمّل پاسخ طرف را بدهد ؛ مگر اين كه شمارهء ماهها را از حفظ داشته و روش جارى و معمول او باشد تا به خوبى در ذهن و انديشه وى تثبيت شده باشد . اين مطلب گوياى ميزان اهتمام صحابه در حفظ ربيع الاوّل به عنوان مبدأ تاريخ اسلام است .
5 . متنى از عهد نامهء رسول خدا ( ص ) براى سلمان فارسى داريم كه به سال نهم هجرى ، تاريخگذارى شده است . ابو نعيم از حسن بن ابراهيم بن اسحاق برجى مستملى و او از محمّد بن احمد بن عبد الرحمن كه گفت : از ابو على حسين بن محمّد بن عمرو ثابى شنيدم كه مىگفت : اين سند را در شيراز ، در دست يكى از نوادگان غسّان بن زادان بن شاذويه بن ماه بنداد ، برادر سلمان ديدم . اين عهدنامه به خط على بن ابى طالب ( ع ) است و با خاتم پيامبر اكرم ( ص ) مهر شده است .
وى نسخهاى از آن رونويسى كرد كه به شرح ذيل است ؛
بسم اللّه الرحمن الرحيم ؛ هذا كتاب من محمّد رسول اللّه ، سأله سلمان وصيّة بأخيه ماه بنداذ و اهل بيته و عقبه . . .
ابو نعيم عهدنامه را ادامه مىدهد تا به اين عبارت مىرسد كه مىگويد :
هامش
( 1 ) . بنگريد : الطبقات الكبرى ، 2 / 1 / 56 ؛ المغازى ، 1 / 9 ، 11 ، 363 ؛ الوفاء باخبار المصطفى ، 2 / 673 - 675 ؛ البداية و النهايه ، 4 / 61 .