پيامبر ( ص ) نيز معمول بوده است . او مىگويد :
قريش از حادثهء فيل تا جنگهاى فجار را چهل سال مىشمردند و از جنگهاى فجار تا وفات هشام بن مغيره را شصت سال و از وفات او تا بناى كعبه را نه سال ، و بين اين دو حادثه تا هجرت رسول خدا ( ص ) به مدينه را پانزده سال . به اين ترتيب كه پنج سال آن مربوط به پيش از نزول وحى است . سپس تاريخگذارى شروع شد . « 1 »
از عبارت پايانى گفتهء زهرى به دست مىآيد كه پس از هجرت ، مسلمانانى از سال شمارى قبلى اعراض كردند و از اين پس به هجرت تاريخ گذاشتند .
2 . روايتى كه حاكم از عبد اللّه بن عبّاس نقل و آن را صحيح خوانده است ، بر مبناى اين روايت ، ابن عبّاس گفت :
تاريخ از سالى بود كه رسول خدا ( ص ) به مدينه آمد . در اين سال ، عبد اللّه بن زبير به دنيا آمد . « 2 »
3 . سخاوى مىگويد :
در ميان مورّخان دربارهء نخستين كسى كه تاريخ گذاشت ، اختلاف نظر است . ابن عساكر در كتاب : تاريخ مدينهء دمشق از انس بن مالك روايت كرده كه گفت : تاريخ از هنگام هجرت رسول خدا ( ص ) به مدينه بود .
اصمعى نيز همين گونه گفته است : از ربيع الاوّل كه ماه هجرت پيغمبر ( ص ) است ، تاريخگذارى كردند . « 3 »
وى در ادامه ، روايت پيش گفتهء زهرى را نقل كرده است .
اين مطلب دلالت دارد كه پايهگذار تاريخ ، عمر نبود ، بلكه همان گونه كه
هامش
( 1 ) . تهذيب تاريخ دمشق ، 1 / 21 .
( 2 ) . مستدرك حاكم ، 3 / 13 - 14 ؛ مجمع الزوائد ، 1 / 1996 ؛ الاعلان بالتوبيخ لمن ذمّ التاريخ ، 80 - 81 ؛ تاريخ الامم و الملوك ، 2 / 389 - 390 ؛ التاريخ الكبير ، 1 / 9 ؛ الشماريخ فى علم التاريخ ، 10 ؛ الخطط و الآثار ، 1 / 284 .
( 3 ) . الاعلان بالتوبيخ لمن ذمّ التاريخ ، 78 .