برخى از فضلاء است . چنان كه برخى مىگويند : در اينجا مضاف حذف شده است . تقدير آن چنين است : تأسيس اوّل يوم . از ديدگاه ما ، رأى گروه نخست ، بهتر است . « 1 »
از ابن عبّاس در تفسير اين آيه ، سخنى چون گفتار سهيلى نقل شده است . « 2 »
اگر سخن اينان درست باشد ، مناسب آن است كه رسول خدا ( ص ) پيش از هر كسى به مقتضاى اين آيه مباركه عمل كند . چنان كه در واقع عمل فرمود . اگر كسى مدّعى شود كه اين سخن سهيلى و هم رأيان وى بعيد به نظر مىرسد ، بايد دانست كه هر چند متعيّن در مسأله نيست ، لااقل در حدّ يك احتمال به قوّت خود باقى مىماند . ما نيز آن را به عنوان تأييد آورديم ، نه دليل و مستند ديدگاه خود .
و . مستند ديدگاه ما
ما ، در اثبات ديدگاه خود ، مبنى بر اينكه رسول خدا ( ص ) هجرت را مبدأ تاريخ اسلامى قرار داد ، به امور زير استناد مىكنيم ؛
1 . زهرى گفت : هنگامى كه رسول خدا ( ص ) به عنوان مهاجر وارد مدينه شد ، دستور داد كه تاريخ بگذارند . تاريخ را از ربيع الاوّل نوشتند . « 3 »
در روايت ديگرى از زهرى است كه تاريخ از هنگامى است كه پيامبر ( ص )
هامش
( 1 ) . معجم البلدان ، 5 / 124 .
( 2 ) . تنوير المقياس ، 2 / 224 .
( 3 ) . فتح البارى ، 7 / 208 ؛ ارشاد السارى ، 6 / 233 ؛ التنبيه و الاشراف ، 252 ؛ تاريخ الامم و الملوك ، 2 / 388 ؛ نزهة الجليس ، 1 / 21 ؛ مناقب آل ابى طالب ، 2 / 142 ؛ بحار الانوار ، 40 / 218 ؛ على و الخلفاء ، 241 ؛ صبح الاعشى ، 6 / 240 ؛ التراتيب الاداريه ، 1 / 180 ؛ تاريخ الخميس ، 1 / 338 ؛ الشماريخ فى علم التاريخ ، 10 ؛ وفاء الوفاء ، 1 / 248 ؛ الكامل فى التاريخ ، 1 / 10 ؛ المواهب اللدنيه ، 1 / 67 ؛ الاعلان بالتوبيخ لمن ذمّ التاريخ ، 78 .