خبر نبوى است . « 1 »
ه . ديدگاه سهيلى
سهيلى اصرار دارد كه تاريخ هجرى در قرآن آمده است . خلاصهء سخن او چنين است ؛
اگر اتّفاق نظر صحابه براى قرار دادن هجرت به عنوان مبدأ تاريخ مستند به استفاده آنان از قرآن باشد ، بايد دانست كه چه استفادهء نيكويى كردهاند و از آنان جز اين گمان نمىرود و اگر اين كار اجتهاد و رأى شخصى آنان باشد ، اين هم اجتهاد و رأى خوبى است و پيش از آنكه چنين اقدامى انجام دهند ، قرآن به درستى آن اشاره كرده است . در قرآن آمده :
لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِيهِ
« 2 »
مسجدى كه از روز نخستين بر پايهء تقوا بنا شده ، سزاوارتر است كه در آن ( به نماز ) ايستى . مىدانيم كه در اين آيهء مباركه ، منظور اوّل همهء روزها نيست . چنان كه واژهء آشكارى وجود ندارد كه واژهء يوم به آن اضافه شده باشد . بنابراين بايد يك واژهء پنهان ( مضمر ) اضافه شده باشد . سخن اين گوينده هم نامعقول است كه مىگويد : در روز اوّل انجام دادهاى ، مگر اينكه آن را به سال يا ماه يا تاريخ معينى اضافه كنيم . از سوى ديگر هيچ گونه قرينهء حاليه يا مقاليهاى وجود ندارد كه بر اين نكته دلالت كند ، مگر بنا به تقدير اين كه بگوييم : از نخستين روز ورود رسول خدا ( ص ) به مدينه و اين نخستين روز تاريخ ( اسلام ) است .
سخن برخى از دانشمندان دستور زبان عربى هم نادرست است كه مىگويند : بايد در اين آيه اين تركيب را در تقدير بگيريم كه : من تأسيس اوّل يوم ، چه « من » جز بر زمان داخل نمىشود . علّت نادرستى اين ديدگاه آن است كه حتى با اين تقدير هم بايد زمان را در تقدير بگيريم و مثلا
هامش
( 1 ) . بنگريد : بحار الانوار ، 55 / 351 .
( 2 ) . توبه ( 9 ) : 108 .