پيامبر ( ص ) فرمود كه از اطرافش دور شوند . اين قضيه معروف و مشهور است و در اخبار و آثار صحيح به ما رسيده است . « 1 »
2 . پيشامد دوم :
در اين مرحله ، چنان كه گذشت ابو بكر پانصد حديث را كه در عهد رسول خدا ( ص ) نوشته بود ، سوزاند . بنابراين وى نخستين كسى است كه سياست سوزاندن حديث پيامبر ( ص ) را پايهگذارى كرد .
اوج اين سياست در خلافت عمر بن خطّاب است . در اين دوره ، منع حديث پيغمبر ( ص ) با دقّت ، گستردگى و وسعت بيشترى ادامه يافت تا آنجا كه گويى اين سياست ، بزرگترين دلمشغولى خليفهء دوم بوده است . او پيگير اين مسأله بود و در اجراى آن تشويق و ترغيب ، و سپس مراقبت و مجازات مىكرد و آشكارا ، مستمر و مداوم تصميم مىگرفت و اجرا مىكرد . او دستور العملها و بخشنامههايى در كاهش و پنهان كردن حديث رسول خدا ( ص ) و تجريد قرآن از حديث ، صادر و به همهء شهرها و مناطق اسلامى ابلاغ كرد و كارگزاران ، فرستادگان و سپاهيان خود را به اجراى درست و دقيق آن توصيه و تشويق مىكرد . « 2 » سياستهاى عمر در اين زمينه دقيق ، حساب شده و گام به گام بود . او خواهان اين عمل بود و همواره بر انجام آن ، سفارش مىكرد . هرگاه كسى روايتى نقل مىكرد ، از او بيّنه و شهود مىخواست . چنان كه با ابى ابن كعب و ابو موسى اشعرى كرد . در صورتى كه راوى بيّنه نمىآورد ، او را به شدّت مجازات مىكرد .
اگر كسى پيدا مىشد كه بر روايت حديث پيامبر ( ص ) اصرار داشت ، اگر تهديد
هامش
( 1 ) . بنگريد : صحيح بخارى ، 4 / 5 ، 173 ؛ صحيح مسلم ، 5 / 76 ؛ مسند احمد ، 6 / 47 ، 106 ، 116 ؛ تهذيب تاريخ دمشق ، 6 / 451 ؛ المصنّف ، 5 / 438 - 439 .
( 2 ) . بنگريد : غريب الحديث ، 4 / 41 ؛ حياة الشعر فى الكوفه ، 253 ؛ الغدير ، 6 / 263 ، 294 ؛ الام ، 7 / 308 ؛ سنن دارمى ، 1 / 85 ؛ سنن ابن ماجه ، 1 / 16 ؛ شرف اصحاب الحديث ، 88 - 91 ؛ مستدرك حاكم ، 1 / 102 ؛ كنز العمّال ، 2 / 83 ؛ تذكرة الحفّاظ ، 1 / 3 .