پيغمبر ( ص ) ، استدلال تقليدى همهء كسانى شد كه پس از او روى كار آمدند و در عمل به سنّت وى و اجراى سياستهاى او از خود شوق و حرص نشان دادند . « 1 »
كار به منع روايت و كتابت حديث پيامبر ( ص ) ختم نشد ، بلكه پا را فراتر نهادند و كارى بس مهمتر ، فراگيرتر ، زيركانهتر و تلختر انجام دادند . آنان از عمل به سنّت پيامبر ( ص ) و حركت بر اساس آن جلوگيرى نمودند . خليفه چون ديد مردم پس از نماز عصر ، نماز مىخوانند ، آنان را تازيانه زد . « 2 » وقتى زيد بن خالد مهنى را به اين جرم تازيانه زد ، زيد گفت : پس از آن كه ديدم رسول خدا ( ص ) پس از نماز عصر ، دو ركعت نماز به جاى مىآورد ، هرگز اين كار را ترك نخواهم كرد . عمر به او گفت :
اگر نمىترسيدم كه مردم آن را نردبانى براى نماز خواندن تا شب بگيرند ، كسى را به اين سبب تازيانه نمىزدم . « 3 »
ابو ايّوب انصارى پيش از خلافت عمر ، پس از نماز عصر دو ركعت نماز مىخواند . هنگامى كه عمر خليفه شد ، آن را ترك كرد و چون عمر مرد ، آن را از سرگرفت . از او پرسيدند : اين نماز چيست ؟ گفت : عمر مردم را به واسطه اين دو ركعت تازيانه مىزد . « 4 »
خليفهء دوم براى اجراى همين سياست يك گام ديگر هم برداشت ، او صحابه را از نقاط مختلف جمع كرد و در مورد احاديثى كه از رسول خدا ( ص ) افشا كرده بودند ، بازخواست نمود و دستور داد كه نزد وى سكونت كنند و تا او زنده است ، از او جدا نشوند . خليفه صحابه را از ترك مدينه بازداشت و تا
هامش
( 1 ) . بنگريد : تقييد العلم ، 5753 .
( 2 ) . بنگريد : المصنّف ، 2 / 429 - 433 .
( 3 ) . المصنّف ، 2 / 432 ؛ مجمع الزوائد ، 2 / 223 ؛ كنز العمّال ، 4 / 4123 ؛ مسند احمد ، 4 / 115 .
( 4 ) . المصنّف ، 2 / 432 .