ب . پناهندگى
ما ، دربارهء پذيرش پناهندگى مطعم از سوى پيامبر ( ص ) ترديد داريم . زيرا 1 . پيش از اين ديديم كه پيامبر اكرم ( ص ) نمىپذيرفت كه مشركى را بر او حقّى باشد و آن حضرت وامدار احدى از مشركان باشد .
2 . پيامبر ( ص ) در اين زمان پنجاه سال سن داشت . حال چگونه نمىدانست كه همپيمان بر ضدّ متّحد خودپناهندگى نمىدهد ؟
3 . آيا اين كار نزديكى به ستمگران و تمايل به ظالمان و غير مسلمانان نبود كه خداوند در قرآن كريم به شدّت از آن نهى فرموده است :
وَ لا تُؤْمِنُوا إِلَّا لِمَنْ تَبِعَ دِينَكُمْ
. « 1 »
جز به كسى كه دين شما را پيروى كند ، ايمان نياوريد .
وَ لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ
. « 2 »
و به كسانى كه ستم كردهاند ، متمايل نشويد كه آتش دوزخ به شما مىرسد .
4 . عثمان بن مظعون پناهندگى وليد بن مغيره را به منظور همدردى با يارانش رد كرد . آيا معقول است كه پيامبر اكرم ( ص ) در اين موضوع از پسر مظعون كمتر باشد ؟ چرا هنگامى كه پناهندگى مطعم را خصوصا مطابق يكى از اقوال در همان روز نخست ورود به مكّه ، رد كرد ، از آزار و اذيّت قريش نترسيد ؟ اگر پذيرش اين پناهندگى خيالى به خاطر ترس پيامبر ( ص ) از جانش بود ، بايد دانست كه حضرت اطمينان داشت قريش قدرت انجام چنين اقدام جنايتكارانهاى را ندارد . علاوه بر اين مگر خاندان بنى هاشم در آن زمان كجا بودند كه از بزرگ و آقاى خود حمايت كنند تا نياز به اخذ پناهندگى از ديگرى
هامش
( 1 ) . آل عمران ( 3 ) : 73 .
( 2 ) . هود ( 11 ) : 113 .