برخى گويند : پيامبر ( ص ) به محض ورود به مكّه در همان روز نخست پناهندگى مطعم را رد كرد . ديگران گفتهاند : مدتى در پناه وى به سر برد .
مىگويند : پس از درگذشت ابو طالب ، پيامبر ( ص ) سفرهايى به ميان قبايل بنى صعصعه و بنى شيبان داشت ، امّا نتوانست حمايت آنان را جلب كند . « 1 »
لازم مىدانيم چند مطلب را در اين باره توضيح دهيم ؛
أ . عدّاس
ما ، دربارهء نقش عدّاس و خوردن انگور اهدايى فرزندان ربيعه ترديد داريم .
زيرا
1 . پيامبر ( ص ) هديه مشرك را نمىپذيرفت تا نياز به جبران داشته باشد .
حال چگونه هديه فرزندان مشرك ربيعه را پذيرفت و حاضر شد وامدار آنان باشد ؟
2 . به تصريح اين روايت ، عدّاس مسلمان شد . در حالى كه برخى تأكيد دارند كه پيامبر ( ص ) محزون از طائف برگشت و حتى يك زن يا مرد به او ايمان نياورد . « 2 » مگر اين كه بگويند : منظور زنان و مردان آزاد بود يا كسى از مردم بومى و اهالى منطقه به او ايمان نياورد .
3 . ده سال از دعوت رسول اكرم ( ص ) مىگذشت و آوازهء آن ، به ساير مناطق رسيده بود و همگان دربارهء آن سخن مىگفتند . چنان كه خود آن حضرت ده روز يا يك ماه كامل در طائف به سر برد و مردم را به آيين مسلمانى دعوت كرد . حال چگونه عدّاس از ياد نام خدا در اين سرزمين شگفت زده شد ؟
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، 4 / 126 .
( 2 ) . بنگريد : الطبقات الكبرى ، 1 / 142 .