خورشيد و اوائل طلوع ماه اتّفاق افتاده ، و ميان انشقاق ماه و دوباره متصل شدن آن زمانى اندك فاصله شده است ، ممكن است ، مردم آن بلاد وقتى متوجّه ماه شدهاند كه اتصال يافته بوده است .
از اين هم كه بگذريم ، ملّتهاى غير مسلمان يعنى اهل كليسا و بتخانه را در امور دينى و مخصوصا حوادثى كه به نفع اسلام باشد ، متهم و مغرض مىدانيم .
اعتراض سومى كه به مسأله شق القمر شده اين است كه بعضى گفتهاند : دونيم شدن ماه به هيچ وجه ممكن نيست ، مگر وقتى كه جاذبه ميان دو نيمهء آن از بين برود و اگر از بين برود ، ديگر ممكن نيست ، دوباره به هم بچسبند ؛ پس اگر انشقاقى اتفاق افتاده باشد ، بايد تا ابد به همان صورت باقى بماند .
جواب اين اشكال اين است كه : قبول نداريم كه چنين چيزى محال عقلى باشد . بله ، ممكن است ، محال عادى يعنى خارق عادت باشد و اين محال بودن عادى اگر مانع از التيام بعد از انشقاق باشد ، مانع از انشقاق قبل از التيام هم خواهد بود ؛ به اين معنا كه از همان اوّل انشقاق صورت نمىگرفت و حال آنكه انشقاق به حسب فرض صورت گرفته ، در حقيقت اساس اين اعتراض انكار هر امر خارق العاده است ، و گرنه كسى كه خرق عادت را جايز و ممكن بداند ، چنين اعتراضى نمىكند . « 1 »
3 . نقض پيمان
تقريبا سه سال پس از آغاز محاصره مسلمانان در شعب ابو طالب ، رسول خدا ( ص ) عمويش را خبر داد كه موريانه همهء نوشتههاى صحيفه را كه محتواى آن ظلم و ستم ، و بريدن پيوندهاى خويشاوندى است ؛ خورده ، مگر جملهاى كه اسم خداوند در آن آمده است .
هامش
( 1 ) . الميزان ( ترجمه فارسى ) ، 19 / 96 - 105 .