چون اگر مفاد آن انكار معجزات از رسول خدا ( ص ) باشد ، انكار معجزه همهء انبياء هم خواهد بود ؛ زيرا همه انبياى بشرى رسول بودند و حال آنكه قرآن كريم در ضمن نقل داستانهاى انبياء معجزاتى بسيار براى آنان اثبات كرده ، و از همهء آن معجزات روشنتر خود اين آيه خودش را رد مىكند ، براى اين كه آيهء شريفه يكى از آيات قرآن است كه خود معجزه است و به بانگ بلند اعلام مىكند ، اگر قبول نداريد ، يك آيه مثل آن بياوريد ، پس چگونه ممكن است ، اين آيه معجزه را انكار كند ، با اين كه خودش معجزه است ؟
بلكه مفاد آيه اين است كه رسول خدا ( ص ) بشرى است فرستاده شده ، خودش از اين جهت كه بشر است ، قادر بر هيچ چيز نيست تا چه رسد ، به آوردن معجزه ، تنها امر به دست خداى سبحان است ، اگر بخواهد به دست او معجزه جارى مىكند ، و اگر نخواهد نمىكند . همچنان كه در جاى ديگر فرموده :
وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لَئِنْ جاءَتْهُمْ آيَةٌ لَيُؤْمِنُنَّ بِها قُلْ إِنَّمَا الْآياتُ عِنْدَ اللَّهِ وَ ما يُشْعِرُكُمْ أَنَّها إِذا جاءَتْ لا يُؤْمِنُونَ
« 1 »
و نيز از قوم نوح حكايت كرده كه گفتند :
قالُوا يا نُوحُ قَدْ جادَلْتَنا فَأَكْثَرْتَ جِدالَنا فَأْتِنا بِما تَعِدُنا إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ قالَ إِنَّما يَأْتِيكُمْ بِهِ اللَّهُ إِنْ شاءَ
« 2 »
و نيز فرموده :
وَ ما كانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ *
. « 3 »
آيات در اين معنا بسيار است .
يكى ديگر از اعتراضاتى كه به آيت شق القمر شده - به طورى كه نقل
هامش
( 1 ) . انعام ( 6 ) : 109 .
( 2 ) . هود ( 11 ) : 31 - 32 .
( 3 ) . رعد ( 13 ) : 38 .