تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
الْأَرْضِ لِيُخْرِجُوكَ مِنْها وَ إِذاً لا يَلْبَثُونَ خِلافَكَ إِلَّا قَلِيلًا
» « 1 » نيز همين معنا استفاده مىشود . از سوى ديگر فرموده :
وَ ما لَهُمْ أَلَّا يُعَذِّبَهُمُ اللَّهُ وَ هُمْ يَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ ما كانُوا أَوْلِياءَهُ إِنْ أَوْلِياؤُهُ إِلَّا الْمُتَّقُونَ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ ، وَ ما كانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكاءً وَ تَصْدِيَةً فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ
. « 2 » و اين آيات بعد از جنگ بدر نازل شد و اين معنا را بيان مىكند كه از طرف كفار هيچ مانعى از نزول عذاب نيست ، تنها مانع آن وجود رسول خدا ( ص ) در بين ايشان است . وقتى مانع بر طرف شود ، عذاب هم نازل مىشود ، همچنان كه بعد از خارج شدن آن جناب از بين مشركين قريش ، خداى تعالى ايشان را در جنگ بدر به آن وضع عجيب از بين برد . كوتاه سخن آنكه مانع از فرستادن آيات ، تكذيب بود ، هم در امّت‌هاى گذشته و هم در اين امّت ، چون مشركين در خصيصه تكذيب مثل امّت‌هاى گذشته بودند و مانع از فرستادن عذاب ، وجود رسول خدا ( ص ) بود . همين كه مقتضى عذاب از قبيل سوت زدن و كف زدن موجود شد و يكى از دو ركن مانع كه عبارت بود از وجود رسول خدا ( ص ) در بين آنان بر طرف گرديد ، ديگر نه مانعى براى فرستادن آيت و معجزه باقى ماند و نه مانعى براى فرستادن عذاب ؛ چون بعد از تكذيب معجزه ، و به خاطر مقتضيات عذاب كه همان سوت و كف زدن و امثال آن بود ، حجت بر آنان تمام گرديد . پس به طور خلاصه مىگوييم : مفاد آيهء شريفهء «
وَ ما مَنَعَنا أَنْ نُرْسِلَ بِالْآياتِ . . .
» « 3 » يكى از دو احتمال است ، يا اين است كه : مادامىكه رسول
هامش
( 1 ) . اسراء ( 17 ) : 76 . ( 2 ) . انفال ( 8 ) : 34 و 35 . ( 3 ) . اسراء ( 17 ) : 59 .