است ؟ پاسخ داد : نه . عبيد اللّه گفت : عروه همانند مگس مىكوشد تا شكمش را پر كند امّا اثرش را نمىبيند . احاديث ما را مىدزدد و سپس از ما پوشيده مىدارد . يعنى : من براى او حديث كردم . « 1 »
وقتى اثبات شد كه عمر در آن هنگام نمىتوانست بخواند يا خواندن و نوشتن وى مورد ترديد بود ، طبيعى است كه در اين گفته آنان ترديد كنيم كه وى را از كاتبان وحى مىدانند . « 2 » شايد اين نيز يكى از نشانههاى افتخارى بود كه برخى از افراد به وى دادند ، افرادى كه محروميت عمر از اين فضيلت برايشان سخت بود .
د . شوكت اسلام
روايات مسلمانى عمر بيان مىكند كه اسلام با آمدن عمر شوكت گرفت و پيامبر ( ص ) از خداوند خواست كه اسلام را به وسيلهء وى شوكت دهد . در عين حال برخى از روايات ، عمر را از جبّاران عصر جاهلى مىداند . چنان كه وقتى به ابو بكر سفارش كرد با مردم به عطوفت و مهربانى رفتار كند ؛ ابو بكر به وى گفت :
چشم يارى ترا داشتم ، امّا اين گونه با من رفتار مىكنى . زيرا تو در جاهليت ، جبّار بودى و در عصر اسلامى از متكبّران . . . « 3 »
ما ، در درستى اين سخن ترديد و بلكه به نادرستى آن يقين داريم . دلايل ما چنين است ؛
1 . وقتى اسلام با ابو طالب ، بزرگ مكّه و حمزه شير خدا و شير رسول خدا كه با ابو جهل سركردهء شرك چنان رفتار كرد كه ديديم و با ساير بنى هاشم ،
هامش
( 1 ) . مختصر تاريخ دمشق ، 17 / 10 .
( 2 ) . تاريخ يعقوبى ، 2 / 80 ؛ الاستيعاب ، 1 / 51 ؛ بحوث فى تاريخ القرآن و علومه ، 11 .
( 3 ) . كنز العمّال ، 6 / 259 .