كرد و احدى از مسلمانى وى خبردار نشد و گرنه او را شكنجه مىكردند و بنى عدى هم به يارى او نمىشتافتند . « 1 » خصوصا كه وى پيش از مسلمانى از وضعيت ذلت بار خود ، رنج مىبرد .
ب . فاروق
در اين روايات آمده كه وقتى عمر اسلام آورد ، پيامبر ( ص ) او را فاروق ناميد . ما ، در اين سخن جدا ترديد داريم ، زيرا زهرى مىگويد :
چنين به ما رسيده كه اهل كتاب نخستين كسانى هستند كه عمر را فاروق ناميدند . سپس مسلمانان در اين باره از آنان پيروى كردند . به ما خبرى نرسيده كه پيامبر ( ص ) در اين باره چيزى فرموده باشد . « 2 »
لقب فاروق در ايام خلافت عمر براى وى به كار مىرفت . « 3 »
ج . خواندن عمر
روايات مسلمانى عمر مىگويد : عمر بن خطّاب خواندن مىدانست . او خودش صحيفهاى را كه از خبّاب بن ارت در خانه خواهرش گرفت ، خواند .
ما ، در اين گفته نيز ترديد داريم و معتقديم كه وى خصوصا در ابتداى كار خواندن و نوشتن نمىدانست . شايد در پايان زندگى خواندن و نوشتن را فراگرفته باشد . دليل ما ، در اين باره دو مطلب است ؛
1 . برخى تصريح كردهاند كه خبّاب بن ارت صحيفه را براى وى خواند . « 4 »
هامش
( 1 ) . بنگريد : صفحاتى كه در پى مىآيد .
( 2 ) . الطبقات الكبرى ، ؛ البداية و النهايه ، 7 / 1 ) .
( 3 ) . طبقات الشعرا ، 44 .
( 4 ) . العبر ، 2 / 9 .