اين كه آزر پدر ابراهيم نيست ، تورات است . در اين كتاب ، پدر ابراهيم ، تارخ ناميده شده است .
در هر حال راهى نداريم ، جز اينكه معتقد شويم منظور از « اب » عمو و مربّى است نه پدر حقيقى . از سوى ديگر قبول نداريم كه استعمال اين واژه مجاز باشد .
مسلم و ديگران روايت كردهاند كه مردى از رسول خدا ( ص ) پرسيد : پدرم كجاست ؟ پيامبر ( ص ) فرمود : در آتش جاى دارد . وقتى مرد خواست برود ، حضرت او را خواست و فرمود : پدر من و پدر تو ، هر دو در آتش هستند . « 1 » از نظر ما اين سخن درست نيست ؛ زيرا :
أ . گذشت كه همهء پدران پيامبر ( ص ) مؤمن بودهاند .
ب . اين روايت را حمّاد بن سلمه از ثابت از انس نقل كرده است . معمّر هم همين روايت را از ثابت از انس نقل كرده است ، امّا به گونهاى كه بر كفر پدر آن حضرت دلالت نمىكند . در روايت معمر ، پيامبر ( ص ) به مرد فرمود :
هرگاه از قبر كافرى گذر كردى ، او را به آتش جهنم بشارت ده . « 2 »
علماى حديث جرح و تعديل تأكيد كردهاند كه معمّر از حمّاد دقيقتر است . مردم دربارهء حافظه حمّاد سخن گفتهاند و روايات زشتى از طريق او رسيده و ربيعه آنها را در كتابهاى خود آورده است . حمّاد نمىتوانست حفظ كند و آن را به عنوان حديث روايت كرد و . . . « 3 »
ج . اين روايت به سند صحيح به شرط بخارى و مسلم ، از طريق سعد بن ابى وقّاص نقل شده است . در اين نقل آمده : هرگاه از قبر كافرى گذر كردى ،
هامش
( 1 ) . بنگريد : صحيح مسلم ؛ صفة الصفوة ، 1 / 172 ؛ الاصابه ، 1 / 337 ؛ تاريخ الخميس ، 1 / 232 .
( 2 ) . سيره حلبى ، 1 / 50 ؛ مسالك الحنفاء ، 54 .
( 3 ) . سيره حلبى ، 1 / 51 ؛ فتح البارى ، 1 / 397 ؛ تهذيب التهذيب ؛ 3 / 12 .