حلبى و على قارى كه در شرح الفقه الاكبر ، به تفصيل در اين باره سخن گفته است . آنان سيوطى را به تساهل متهم كرده و گفتهاند : هرگاه سخنان او موافق سخن پيشوايان نقّاد نباشد ، اعتبارى ندارد .
علاوه بر اجماع ، اماميه معتقد است كه روايات فراوانى بر ايمان پدران رسول خدا ( ص ) دلالت دارد . اجماع شيعه مستند به اخبار و روايات است .
علاوه بر اين ، دلائل شيعه به شرح زير است ؛
1 . رسول خدا ( ص ) فرمود : پيوسته خداوند مرا از صلبهاى پاك به رحمهاى پاك منتقل كرد تا آن كه مرا به اين جهان شما آورد و به پليدى جاهليت ، آلودهام نساخت . « 1 » اگر در ميان پدرانش كافرى وجود داشت ، پيامبر ( ص ) همه را به طهارت توصيف نمىكرد ، زيرا خداوند فرموده است :
إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ .
« 2 »
مگر اين كه بگوييم : منظور پاكى از زنا ، و يا پليدىها و رذالتها است كه ملازم كفر نمىباشد .
2 . خداوند خطاب به پيامبر ( ص ) فرمود :
الَّذِي يَراكَ حِينَ تَقُومُ ، وَ تَقَلُّبَكَ فِي السَّاجِدِينَ .
« 3 »
از امام باقر ، امام صادق ( ع ) و ابن عبّاس روايت شده كه همواره پيامبر ( ص ) از صلب پيغمبرى به صلب پيغمبرى ديگر منتقل مىشد .
ممكن است ، در اين استدلال مناقشه شود كه آيه مىگويد : خداوند او را در حال عبادت و سجده مىبيند ، نه اينكه نقل او از صلب پيامبرى به صلب پيامبر ديگر . اگر اين روايت ثابت شود ، مىتوان گفت كه همهء پدران او را در
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، 4 / 322 ؛ بحار الانوار ، 15 / 117 - 118 ؛ تفسير رازى ، 24 / 174 ؛ سيره حلبى ، 1 / 130 ؛ سيره دحلان ، 1 / 18 .
( 2 ) . توبه ( 9 ) : 28 .
( 3 ) . شعراء ( 26 ) : 218 - 219 .