است . « 1 »
پرسش ما اين است : با اين حال ، اين همه رواياتى كه شمار آن بالغ بر هزاران حديث مىشود و همه را قطعى و صحيح دانستهاند و صحاح سته از جمله صحيح بخارى ، صحيح مسلم ، مستدرك حاكم ، صحيح ابن حبان ، صحيح ابى عوانه و كتابهاى فراوان ديگر را پر كرده ، از كجا آمده است ؟ ! اين جداى از صدها هزار و بلكه ميليونها حديثى است كه حافظان حديث ادعا كردهاند ، حفظ دارند . حتى احمد بن حنبل كه اين مطلب را بيان كرد ، مسندى شامل چهل هزار حديث نوشته كه فقط ده هزار آن تكرارى است . « 2 » آنان گمان مىبرند كه در اين مسند جز سه يا چهار حديث جعلى وجود ندارد . با اين حال حتى يك حديث آن را جعلى نمىدانند ، مگر در موارد بسيار نادرى كه در اين موارد هم قويّا مىكوشند ، رفع اشكال كنند . « 3 »
آرى ، اين احاديث و روايات از كجا آمده است ؟ ! حقّا كه جاى شك و ترديد دارد و بس عجيب و غريب است .
اجازه دوباره به روايت و نقل حديث كه ساليان سال رواج و رونق خود را از دست داده بود ، باعث شد كه به صورت غير طبيعى و بىضابطه رشد كند و ناباورانه در همه جا ريشه دواند . اگر به كتابهايى چون تذكرة الحفّاظ كه درباره شرح حال حافظان و اهل حديث است ، مراجعه كنيم ، دو مطلب روشن مىشود :
1 . اين كتابها الفاظ گوناگون دالّ بر حفظ حديث و علم و دانش و مهارت و تبحّر را با عظمت هر چه بيشتر به افراد بىشمارى تقديم مىدارد و
هامش
( 1 ) . اضواء على السنة المحمديه ، 388 .
( 2 ) . بحوث فى تاريخ السنة المشرفه ، 36 .
( 3 ) . بنگريد : تعجيل المنفعه ، 6 ؛ بحوث فى تاريخ السنة المشرقه ، 37 .