به آنان برساند . « 1 »
3 . عبد اللّه بن مسعود نمىدانست كه تبديل نقره به نقره جايز نيست ، مگر مثل به مثل . « 2 » چنان كه معاويه هم اين كار را ربا نمىدانست . « 3 »
در جايى كه صحابه اين حكم را ندانند ، وضع ساير مردم چگونه خواهد بود تا چه رسد به كسانى كه نه پيامبر ( ص ) را ديدهاند و نه با او زندگى كردهاند ، بلكه فقط نام او را شنيدهاند ؟ !
4 . مردم كوفه از سعد بن ابى وقّاص به عمر شكايت كردند كه نماز را خوب نمىداند . « 4 »
5 . پسر عمر نمىدانست كه همسرش را چگونه طلاق دهد . از اين رو او را در همان طهرى سه طلاقه كرد كه با او همبستر شده بود . مردم به همين سبب او را احمق دانستند . « 5 »
6 . عبد اللّه بن مسعود به يك مرد كوفى فتوا داد كه مىتواند با مادر همسرش كه او را پيش از آميزش طلاق داده ، ازدواج كند . مرد با آن زن ازدواج كرد و پس از آن كه برايش سه فرزند به دنيا آورد ، ابن مسعود به مدينه آمد و دربارهء اين مسأله پرسيد . مردم مدينه آن را جايز ندانستند . ابن مسعود در بازگشت به كوفه ، آن مرد را به جدايى از زن فرمان داد . « 6 » معاويه و مسروق هم حكم اين
هامش
( 1 ) . حياة الصحابة ، 1 / 505 ؛ معانى الآثار ، 1 / 27 .
( 2 ) . بنگريد : المصنّف ، 8 / 123 - 124 ؛ السنن الكبرى ، 5 / 282 ؛ مجمع الزوائد ، 4 / 116 .
( 3 ) . المصنّف ، 8 / 34 ؛ السنن الكبرى ، 5 / 282 ، 276 - 277 .
( 4 ) . الاوائل ، از 310 ؛ المصنّف ، 2 / 360 ؛ العقد الفريد ، 6 / 249 ؛ الكامل فى التاريخ ، 2 / 569 ؛ الثقات ، 2 / 220 .
( 5 ) . بنگريد : صحيح مسلم ، 4 / 181 ؛ الغدير ، 10 / 39 ؛ الصواعق المحرقه ، 62 .
( 6 ) . بنگريد : السنن الكبرى ، 7 / 159 ؛ مسند احمد ، 5 / 109 ؛ السنن الكبرى ، 2 / 37 ؛ جواهر الآثار ، 2 / 247 .