بيش از هشت حديث نمىشود . « 1 »
با اين حال پس از حدود نيم قرن ، ابن خزيمه كه او را « امام الائمه » ناميدهاند كتابى تحت عنوان : التوحيد و اثبات صفات الرب بالغ بر چهار صد صفحه نوشت . اين كتاب از اوّل تا آخر پر است از احاديث تجسيم و رؤيت ، و روايات فراوان دالّ بر اين كه خداوند دست ، پا ، چشم ، انگشت و ساق پا دارد .
پرسش ما اين است كه اين احاديث از كجا آمده است ؟ چگونه و چه زمان ساخته شده است ؟ ما نمىدانيم ، امّا محمّد بن ادريس شافعى از قاضى ابو يوسف كه در اواخر قرن دوم زندگى مىكرد ، نقل نموده كه گفت :
روايات رو به فزونى دارد . هر روز روايات ناشناختهاى سر برمىآورد كه نه فقها آن را مىشناسند و نه با كتاب و سنّت موافق است . « 2 »
اين سخن ، بسيارى از پديدههاى قابل توجّه ديگر را نيز تفسير مىكند . با اين وضع هرگاه بشنويم كه دوازده ، چهارده يا سى و پنج هزار حديث و بلكه صدها هزار حديث را جعلى و ساختگى مىدانند ، تعجّب نخواهيم كرد .
بسيارى از اين احاديث جعلى براى اهداف گوناگون از جمله خشنودى پادشاهان و تأييد سلطنت و تحقّق اهداف و خواستههاى آنان وضع شده است . « 3 »
علامهء امينى ( ره ) در الغدير فهرستى بالغ بر 408684 حديث ساختگى آورده است . « 4 » صدها هزار و بلكه ميليونها حديث هست كه دربارهء صحّت و سقم آن چيزى نگفته يا آن را صحيح دانستهاند و در كتابهاى صحاح و مجموعههاى روايى خود آوردهاند ، ولى خالى از شك و ترديد نيست ، بلكه ما
هامش
( 1 ) . تذكرة الحفّاظ ، 1 / 408 ؛ سير اعلام النبلاء ، 10 / 455 ؛ تهذيب التهذيب ، 11 / 230 .
( 2 ) . الام ، 7 / 308 .
( 3 ) . بنگريد : التراتيب الاداريه ، 2 / 208 ؛ الكفاية فى علم الرواية ، 431 ؛ المجروحون ، 1 / 156 ، 185 ؛ الباعث الحثيث ، 84 ؛ لسان الميزان ، 3 / 405 .
( 4 ) . بنگريد : الغدير ، 5 / 288 - 290 .