و حكيمانه سخن مىگويند . « 1 » چنين سخنى از وهب بن منبّه نيز نقل شده است .
در يك روايت طولانى از وى آمده :
پروردگارا ! در تورات قومى مىبينم كه اناجيل آنها در سينههايشان است ، آن را مىخوانند . پيشينيان كتابهاى خود را با نظر كردن در آن مىخواندند ، امّا آن را حفظ نمىنمودند . آنان را امّت من قرار ده . . . اين قوم ، امّت محمّد است . « 2 »
شايد كعب الاحبار و ديگر نزديكان و مقرّبان سلطه از حسن ظنّ صحابه و حاكمان نسبت به خود بهره بردند و اين مطلب را به آنان كه از حقيقت امر غافل بودند ، القا و آنان نيز به دليل مشكلاتى كه داشتند ، آن را قبول كردند .
استدلال آنان به هنگام سوزاندن احاديث رسول خدا ( ص ) گوياى اين مطلب است . آنان اين اقدام خود را چنين تحليل كردند كه وقتى امّتهاى گذشته ، گفتههاى دانشمندان خود را نوشتند ، بدان سرگرم شدند و كتاب خدا را رها كردند .
شگفتا ! اينان گفتههاى رسول خدا ( ص ) را كه به تصريح قرآن از هواى نفس سخن نمىگويد ، با اقوال دانشمندان اهل كتاب كه در بسيارى از موارد به عمد و اصرار ، حقّ و باطل را با هم خلط مىكردند ، برابر دانستند !
4 . كينهتوزى و دشمنى با على ( ع )
علاوه بر آن چه گذشت ، كينهتوزى و دشمنى حاكمان وقت با على ( ع ) و خاندان او يكى ديگر از انگيزههاى آنان در اتخاذ سياست منع تدوين و نقل حديث رسول خدا ( ص ) بود . ابن عبّاس مىگفت :
خدايا ! آنان را لعنت كن كه به خاطر دشمنى با على ، سنت پيامبر ( ص ) را
هامش
( 1 ) . بنگريد : العمده ، 1 / 25 ؛ الدر المنثور ، 3 / 125 ؛ مناهل العرفان ، 1 / 235 ؛ ربيع الابرار ، 2 / 150 .
( 2 ) . بنگريد : نزهة المجالس ، 2 / 199 ؛ البداية و النهايه ، 6 / 62 .