شخصيتهاى شريف و با فضيلت و داراى مواضع برتر و كرامات منحصر به فرد را بر عهده گيرد . بايد به مردم گفته شود كه اين چهرهها پايههاى دين را محكم كردند و در راه آن ، قربانى دادند و جهاد كردند تا امروز اركان آن استوار بماند ؛ اگر براى انجام اين مقصود نيازى به جعل ، تحريف و تزوير باشد ، بايد انجام شود . از اين ديدگاه ، اگر گفتههاى رسول خدا ( ص ) و مواضع آن حضرت درباره چهرههاى حاكميت پوشيده بماند و سپس پراكنده شده از بين برود ، اشكالى ندارد و بلكه بايد چنين شود و از آنجا كه چنين امرى ممكن نيست ، بايد به گونهاى آنها را تأويل و تحريف كرد يا با هم متعارض و متناقض ساخت .
احمد بن حنبل روايت كرده كه بين حذيفه و سلمان اختلافى بود . ابو قره كندى در اين باره از سلمان پرسيد . سلمان گفت :
حذيفه احاديثى از رسول خدا ( ص ) در خشم آن حضرت از برخى افراد و گروهها روايت مىكرد . از من در اين باره پرسيدند . گفتم : حذيفه مىداند كه چه مىگويد و من دوست ندارم كه بين قوم و قبيلهاى دشمنى باشد .
نزد حذيفه آمدند و به او گفتند : سلمان ترا نه تصديق مىكند و نه تكذيب . حذيفه نزد من آمد و گفت : اى سلمان پسر مادر سلمان ؛ گفتم :
اى حذيفه پسر مادر حذيفه ؛ يا از اين كار دست بردار يا به عمر مىنويسم . همين كه او را به عمر تهديد كردم ، مرا رها كرد . . . « 1 »
بنابراين حذيفه احاديثى براى مردم روايت مىكرد كه سلمان ، استاندار عمر در مدائن را در تنگناى شديد قرار مىداد و سلمان ناچار بود كه او را از ادامهء اين كار بازدارد . به عبارت ديگر سياست وقت مقرر كرده بود كه مردم از نقل آنچه به احوال اشخاص مربوط مىشود ، پرهيز كنند ، ولى حذيفه با نقل همين مطالب ، سلمان را دچار مشكل مىكرد و چون او را به گزارش جريان به خليفه
هامش
( 1 ) . مسند احمد ، 5 / 439 .