نصوص رها شود . « 1 »
هم او مىگويد :
دشمنان على مىگفتند : او رأيى ندارد ؛ زيرا به شريعت متعبّد بود و مخالفت با آن را جايز نمىدانست . . . ديگر خلفا به مقتضاى مصلحت و آنچه موفقيت خود را در آن مىديدند ، عمل مىكردند ؛ خواه مطابق شرع و خواه مخالف آن . . . « 2 »
عثمان روى منبر گفت :
مردم ؛ من حديثى را از شما پنهان كردم كه خودم از رسول خدا ( ص ) شنيدم . زيرا ترسيدم كه از اطرافم پراكنده شويد . . . « 3 »
در مقابل مواضع صريح و روشن رسول خدا ( ص ) كه بر ويژگىهاى يگانهء على ( ع ) متمركز بود و امامت و رهبرى امّت را حقّ مسلّم على و فرزندانش مىدانست ، هيأت حاكمه را در قبال مسأله سرنوشتساز ، خطير و بىنهايت حسّاس مشروعيت نظام خلافت در تنگناهاى بزرگ قرار مىداد . از اين رو تصميم گرفتند ، با اتخاذ سياست منع نقل و تدوين حديث ، مواضع رسول خدا ( ص ) را پوشيده نگه دارند .
گفتههاى صحيح و مواضع صريحى از رسول خدا ( ص ) هست كه انحراف و باطلگرايى بسيارى از شخصيتها و بزرگانى را كه از حاكميت جديد حمايت و در جهت تحكيم پايهها و گسترش نفوذ آن تلاش مىكردند ، بيان مىكند . در ميان آنها برخى از بنيانگذاران پايههاى نظام خلافت ديده مىشوند . همين امر حكومت جديد را بر آن داشت كه مسئوليت حفظ شهرت ، بالا بردن شأن و منزلت ، گسترش نفوذ و معرفى اين چهرهها به عنوان
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، 12 / 83 .
( 2 ) . همان ، 1 / 28 .
( 3 ) . حياه الصحابة ، 1 / 455 ؛ مسند احمد ، 1 / 65 .