فصل چهارم
( 79 ) ص 17 ) صنايع جزئيه : به معناى صنايع كوچك است . در متنهاى چينى و ايتاليايى عنوان اين فصل « در بيان صنايع تكنولوژى مكانيكى اهل چين » آمده است .
( 80 ) ص 17 ) باسمه : چين با اختراع فن چاپ قالبى اولين كشور مخترع صنعت چاپ در قرن هفتم ميلادى يعنى حدود سلسلهء تانگ است . اين فن برپايهء ساختن مهر و سنگ قبر بنا شد و بعدها پيشرفت نمود . در سلسلهء سونگ شمالى ( 960 - 1127 م . ) بهطور وسيع در چاپ كتابها به كار گرفته شد و سپس روش چاپ مسى اختراع شد . شخصى به نام بى شنگ
Bisheng )
؟ ؟ ؟ ) كه از عوام بود ، فنون چاپ حرفى را با نوشتن هر كلمه روى يك تكّه گل مخصوص انجام داد . اين كار سهم بزرگى در پيشرفت تمدن دنيا داشت .
فن چاپ حرفى مسى در سلسلهء مينگ به وجود آمد . در اين سلسله صنايع چاپ به شكلى بىسابقه پيشرفت كرد و در اواخر اين سلسله انواع مجله و رمان در حدود هزار نوع چاپ شد ، به خصوص صنعت چاپ نقاشى چوبى به اوج خود رسيد .
در نسخههاى چينى ترجمه شده از انگليسى و ايتاليايى بعد از اين جمله ، جملهء ديگرى نيز آمده است « سابقهء صنايع چاپ چين حداقل پانصد سال قدمت دارد . »
( 81 ) ص 17 ) چاپه : قالب چوبى كه بدان نقش بر جامها و جز آن كنند ( آنندراج ) ؛ اصل آن هندى است و ظاهرا چاپ و چاپ كردن از اين كلمه آمده است . ( لغتنامه )
( 82 ) ص 17 ) دور كردن : دولا كردن ( در مورد كاغذ ) .
( 83 ) ص 17 ) جلد : ( در اينجا ) زود ، سريع .
( 84 ) ص 18 ) آن خطوط و حروف سفيد مىمانند : در ترجمههاى چينى از انگليسى و ايتاليايى بعد از اين جمله ، دربارهء نقاشى ، حكاكى ، موسيقى و ابزار زمانسنج مطالب بسيارى آمده است .
( 85 ) ص 18 ) معركهگيران : تئاتر يكى از بهترين سرگرمىهاى مردمان سلسلهء مينگ بود . رسم آنها بر اين بود كه در عيدها ، جشنوارهها ، مراسم تشييع و بدرقه ضيافتى ترتيب مىدادند و در آن حتما نمايش اجرا مىشد .
( 86 ) ص 18 ) خوش كردن : پسنديدن .
( 87 ) ص 18 ) نقش : ترانه ، تصنيف .
( 88 ) ص 18 ) سرآواز : قسمتى از آواز كه در آغاز خوانده مىشود ، نوعى درآمد .
( 89 ) ص 18 ) مهر : مهر در دوران قبل از سلسلهء چين رايج بود و در زبان چينى به آن شى
Xi )
؟ ؟ ؟ ) يا شى ئين
Xiyin )
؟ ؟ ؟ ) گفته مىشد . اما در سلسلهء چين به مهر مخصوص پادشاه شى و به