را خشنود مىسازد .
نكتهء بسيار مهمّى كه تذكر آن را در اينجا ضرورى مىدانم اين است كه طبق روايت نقل شده برخى چنين تصوّر كرده و اظهار نمودهاند كه علت غفران و بخشش خداوند متعال تسبيح فاطمه عليها السّلام است بنا بر اين گفتهاند : « هر كس تسبيح حضرت فاطمه عليها السّلام را به جاى آورد و در حال تسبيح حضور قلب داشته باشد خداوند متعال گناهان او را مىبخشد » .
اين نتيجهگيرى از روايت كه در برخى كتابهاى مربوط به حضرت فاطمه عليها السّلام آمده است ، نتيجهگيرى شتابزده و حاصل غفلت از متن روايت مىباشد ، زيرا در روايت آمده است :
هر كس خداوند را به تسبيح حضرت فاطمه عليها السّلام ياد كند و سپس استغفار نمايد ، خداوند متعال گناهى را كه از آن استغفار نموده مىبخشد .
بنا بر اين با اندك تأملى معلوم مىشود كه تسبيح حضرت زهرا عليها السّلام در قلب و روح انسان ايجاد آمادگى براى توبه و استغفار كرده ، و خداوند متعال نيز به دليل استغفار حقيقى شخص ، گناه او را بخشيده است ، نه آنكه تسبيح ، رأسا و مستقلا دليل غفران و بخشش گناهان باشد زيرا خداوند متعال براى بخشش گناهان سه شرط اساسى قرار داده كه عبارتند از :
1 - معصيت و گناه را ترك كنيم 2 - بر گناهان گذشتهء خود نادم و پشيمان باشيم 3 - عزم خود را جزم كنيم كه پس از آن ، هرگز مرتكب آن گناه نشويم ، حال اگر آن گناه حق انسانى را از بين برده باشد ، شرط چهارمى نيز وجود دارد و آن اينكه :
4 - حق او به وى بازگردانده شود ، و يا از او طلب حلاليت و گذشت نماييم .
آثار تسبيح حضرت فاطمه عليها السّلام در كلام امام جعفر صادق عليه السّلام
امام جعفر صادق عليه السّلام در بارهء آثار تسبيح حضرت فاطمه عليها السّلام گويد :
من سبّح اللَّه في دبر الفريضة تسبيح فاطمة عليها السّلام مائة و مرّة و أتبعها ب ( لا إله الّا اللَّه ) مرّة ، غفر له » . « 1 »
هامش
( 1 ) كافى ، ج 3 ص 342 شمارهء 7 : عدّة من اصحابنا ، عن أحمد بن محمّد بن خالد ، عن يحيى بن محمّد ، عن على بن النعمان ، عن ابن أبي نجران ، عن رجل ، عن أبي عبد اللَّه الصادق عليه السّلام قال : من سبّح . . .
- محاسن ، ج 1 ص 36 شمارهء 34 : احمد بن محمّد بن خالد البرقى ، عن يحيى بن محمّد ، عن على بن النعمان ، عن ابن أبي نجران ، عن بعض رجاله ، عن أبي عبد اللَّه عليه السّلام : . . .
- وسائل الشيعه ، ج 4 ص 1021 شمارهء 8389 - بحار الانوار ، ج 82 ص 335 شمارهء 23 - تهذيب ، ج 2 ص 105 شمارهء 396 : محمّد بن يعقوب ، عن عدّة من اصحابنا . . . الخ .