تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت زهرا ع ) ( فارسي ) — صفحة 539

مساهمون:

ص٥٣٩
بِالتَّكْبِيرِ فِي الزِّفَاف إِلَى يَوْم الْقِيَامَةِ بيان قال في النهاية الاشتمال افتعال من الشملة و هو كساء يتغطى به و يتلفف فيه و قال ثفر الدابة الذي يجعل تحت ذنبها

ترجمه :

و نيز در كشف الغمه ، از كفاية الطالب تأليف محمّد بن يوسف گنجى شافعى ( 568 ه ) ، از ابو هريره روايت شده است كه گفت : فاطمه نزد رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم آمد و گفت : رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود : آيا راضى مىشوى به اينكه بدانى خداوند متعال از ميان مردان زمين دو نفر را برگزيده است : يكى پدرت را و ديگرى شوهرت را ؟ و از جابر بن سمره روايت شده است : روزى پيامبر فرمود : اين على بن ابى طالب است ، شما گمان مىكنيد كه من خود دخترم را به او تزويج نمودم در حالى كه تعدادى از اشراف و ثروتمندان قريش خواستگارى او را كرده بودند ، من در بارهء ازدواج دخترم منتظر فرمان آسمانى بودم تا اينكه در شب بيست و چهارم ماه رمضان جبرئيل نزد من آمد و گفت : اى محمّد ! خداى علىّ اعلى به تو سلام مىرساند . همانا او ملائكهء روحانى و كرّوبيّين را در محلّى به نام افيح در زير درخت طوبى جمع كرده و فاطمه را به عقد على بن ابى طالب درآورده است ، و من خطبهء عقد آنها را خواندم و خداوند خود متولّى اين امر بود . سپس خداوند تعالى به درخت طوبى دستور داد تا زر و زيور را نثار فاطمه و على كنند و حور العين از آن زر و زيورها جمع كردند و تا روز قيامت به داشتن آنها افتخار خواهند كرد . و از علقمه ، از عبد اللَّه روايت شده است كه گفت : صبح شب عروسى نوعى ناراحتى بر فاطمه عارض گرديد و رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به او فرمود : تو را به ازدواج مردى در آوردم كه سرور است در دنيا و در آخرت نيز از صالحان خواهد بود ، اى فاطمه ! هنگامى كه خواستم تو را به ازدواج على در آورم خداوند به درختان بهشتى دستور داد تا زيورهاى خود را نثار ملائكه كنند و در آن روز هر فرشته‌اى كه بيشتر از سايرين ، از آن زيورها برداشته است تا روز قيامت بر سايرين افتخار خواهد كرد . ام سلمه مىگويد : همانا فاطمه همواره بر ساير زنان مباهات مىكرد زيرا او اوّلين زنى بود كه خطبهء عقدش را جبرئيل خوانده بود .