تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت زهرا ع ) ( فارسي ) — صفحة 504

مساهمون:

ص٥٠٤

أَتَتْنِي مِن رَبِّي فِي أَخِي وَ ابْن عَمِّي وَ ابْنَتِي وَ أَن اللَّه زَوَّج عَلِيّاً مِن فَاطِمَةَ وَ أَمَرَ رِضْوَان خَازِن الْجِنَان فَهَزَّ شَجَرَةَ طُوبَى فَحَمَلَت رِقَاعاً يَعْنِي صِكَاكاً بِعَدَدِ مُحِبِّي أَهْل بَيْتِي وَ أَنْشَأَ مِن تَحْتِهَا مَلَائِكَةً مِن نُورٍ وَ دَفَع إِلَى كُل مَلَك صَكّاً فَإِذَا اسْتَوَت الْقِيَامَةُ بِأَهْلِهَا نَادَت الْمَلَائِكَةُ فِي الْخَلَائِق فَلَا يَبْقَى مُحِب لِأَهْل الْبَيْت إِلَّا دَفَعَت إِلَيْه صَكّاً فِيه فَكَاكُه مِن النَّارِ بِأَخِي وَ ابْن عَمِّي وَ ابْنَتِي فَكَاك رِقَاب رِجَال وَ نِسَاءٍ مِن أُمَّتِي مِن النَّارِ الخرائج « 1 » عن النبي ص مثله المناقب « 2 » تَارِيخ بَغْدَادَ بِالْإِسْنَادِ عَن بِلَال بْن حَمَامَةَ مِثْلَه ثُم قَال وَ فِي رِوَايَةٍ أَنَّه يَكُون فِي الصُّكُوك بَرَاءَةٌ مِن الْعَلِيِّ الْجَبَّارِ لِشِيعَةِ عَلِيٍّ وَ فَاطِمَةَ مِن النَّارِ

ترجمه :

و نيز در كشف الغمه از مناقب خوارزمى از امام حسين بن على عليهما السّلام روايت كرده است كه گفت : روزى رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در خانهء ام سلمه بود كه فرشته‌اى بر آن حضرت نازل شد كه بيست سر داشت و در هر سرش هزار زبان بود كه با آنها خداوند را تسبيح و تقديس مىكرد ، پيامبر فكر كرد كه او جبرئيل است و لذا خطاب به او فرمود : اى جبرئيل چرا با اين هيأت بر ما نازل‌شده‌اى ؟ آن فرشته گفت : من جبرئيل نيستم بلكه صرصائيل مىباشم و به سوى تو مأمور شده‌ام تا نور را با نور تزويج نمايم ، پيامبر فرمود : چه كسى را به چه كسى ؟ صرصائيل گفت : دخترت فاطمه عليها السّلام را براى على عليه السّلام . پس پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فاطمه عليها السّلام را براى على عليه السّلام تزويج نمود و جبرئيل و ميكائيل و صرصائيل را بر اين امر شاهد گرفت . سپس پيامبر به سوى صرصائيل نگاه كرد و ديد كه در ميان دو كتف او نوشته شده : « نيست خدايى جز خداى يگانه ، محمّد رسول خداست ، و على بن ابى طالب در بهشت اقامت دارد » . پيامبر به آن فرشته گفت : اى صرصائيل ، در چه زمانى اين نوشته در بين دو كتف تو نگاشته شده است ؟ او گفت : دوازده هزار سال قبل از اينكه خداوند دنيا را خلق كند . و در كتاب مناقب خوارزمى از بلال بن حمامة روايت شده است كه گفت :
هامش
( 1 ) الخرائج و الجرائح ، ص 536 شمارهء 11 .
( 2 ) مناقب ابن شهر آشوب ، ج 3 ص 123 - غاية المرام ، ص 586 شمارهء 85 .