أي ما قصرت في أمرك و أمري حيث اخترت لك عليا زوجا .
قوله فلان منها من للتبعيض أي لان شيء منها و المعنى حصول بعض اللين و الانقياد منها .
قوله ثم رش جلده و جلدها لعله ص رش أولا عليهما ثم خص عليا ع بالرش و الأظهر ثم رش جلدها كما سيأتي
ترجمه :
و نيز در كشف الغمة از كتاب مناقب خوارزمى ، از عبد اللَّه بن مسعود روايت كرده كه گفت : رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به فاطمه عليها السّلام فرمود : شوهر تو در دنيا سرور و در آخرت از صالحان خواهد بود . وقتى خدا تصميم گرفت كه تو را براى على تزويج كنم ، به جبرئيل دستور داد تا در آسمان چهارم در ميان صفوف ملائكه بايستد و براى آنان خطبه بخواند و تو را براى على عقد نمايد .
آنگاه به درختان بهشت فرمود : تا زيور و حلّههاى خود را بر سر ملائكه نثار نمايند ، هر كسى بيشتر از آنها برگرفته باشد ، تا روز قيامت به آن فخر و مباهات مىنمايد .
نيز از ابن عبّاس نقل مىكند كه گفت : در بارهء خواستگارى حضرت فاطمه به رسول خدا پيشنهاد مىشد ، احدى راجع به ازدواج فاطمه با رسول خدا مذاكره نمىكرد مگر اينكه از او اعراض مىكرد تا اينكه مردم از ازدواج فاطمهء زهرا مأيوس شدند .
روزى سعد بن معاذ با حضرت على ملاقات نمود و به وى گفت : به خداوند سوگند من جز اين نمىبينم كه رسول خدا فاطمه را براى تو نگاه داشته باشد .
على عليه السّلام فرمود : چگونه يك چنين پيش بينى را مىكنى ؟ به خداوند سوگند من بيشتر از يك مرد نيستم ، من ثروت دنيوى ندارم كه كسى به آن طمع كند ، رسول خدا مىداند كه من طلا و نقرهاى ندارم .
سعد گفت : من از تو تقاضا مىنمايم اين خواستهء مرا انجام دهى ، زيرا من خوشحال مىشوم .
على فرمود : من به پيامبر خدا چه بگويم ؟ گفت : به رسول خدا بگو : من آمدهام فاطمه را از خدا و رسول او خواستگارى نمايم ، وقتى على عليه السّلام به حضور پيغمبر خدا مشرف شد ، رسول خدا به وى فرمود : يا على گويا حاجتى داشته باشى ؟
گفت : آرى ، من آمدهام كه فاطمه را از خدا و رسول او خواستگارى كنم .