- و ما به همراه دختر پيامبر هدايت و شرف مىرويم .
- به سوى خانهاى كه از آن نسلى پديد بيايد كه ريشهاش بلند مرتبه باشد به طورى كه كسى مانند آنها را نديده باشد .
در اين حال ديگر زنانى كه همراه فاطمه عليها السّلام بودند ، بيت اوّل هر رجز را تكرار مىكردند و تكبير گويان داخل خانهء على و فاطمه شدند ، سپس رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به دنبال على عليه السّلام فرستاد و او را از مسجد خواست و دست فاطمه را در دست على عليهما السّلام قرار داد و گفت :
خداوند اين ازدواج را براى دختر رسولش مبارك گرداند .
و در كتاب ابن مردويهء اصفهانى آمده است كه پيامبر آبى خواست و جرعهاى از آن را برگرفته مضمضه كرد و سپس به ظرف بازگردانيد و كفى از آن را بر سر فاطمه پاشيد و به او گفت : جلو بيا ! و كفى نيز بر سينهاش پاشيد و فرمود : بازگرد ! و چون برگشت كفى ديگر از آب را بين دو كتف او پاشيد و سپس براى آنها دعا كرد و گفت : خداوندا ! در آنها ، بر آنها و براى آنها بركت قرار ده .
و روايت شده است كه فرمود : خدايا آنها محبوبترين مردم در نزد من هستند ، پس آنان را دوست بدار و در فرزندانشان بركت قرار ده و خودت آنها را محافظت فرما ، و من آنها را به تو مىسپارم ، پس از شرّ شيطان محفوظشان بدار .
و نيز روايت شده كه فرمود : خداوندا ! رجس و پليدى را از آنها دور كن و ايشان را تطهير نما .
و نيز روايت شده كه فرمود : درود بر دو رودى كه با يك ديگر ملاقات مىكنند و دو ستارهاى كه با همديگر جمع مىشوند . و سپس بيرون خانه رفته و فرمود : خدايا ! آنها را پاكيزه گردان و نسلشان را پاك قرار ده ، من در صلح و سلامتم با كسى كه با شما در صلح و سازش باشد ، و در ستيز هستم با كسانى كه با شما بجنگند . از خدا براى شما طلب خير مىكنم و شما را به او مىسپارم . و اسماء بنت عميس بنا به وصيّت و قولى كه به حضرت خديجه عليها السّلام داده بود ، شب را در خانهء آنها ماند تا مراقب فاطمه باشد و رسول خدا براى دنيا و آخرت او دعاى خير نمود .
صبح روز بعد پيامبر نزد آن دو بازگشت و گفت : سلام بر شما ، آيا اجازه مىدهيد داخل
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت زهرا ع ) ( فارسي ) — صفحة 481
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٨١