تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت زهرا ع ) ( فارسي ) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
من عزم خود را جزم كردم كه با فاطمه عليها السّلام ازدواج كنم ولى جرات نمىكردم اين مطلب را با رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در ميان بگذارم ، اين آرزو در هر شب و روز در سينهء من شعله مىكشيد تا اينكه بالاخره به حضور پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم رسيدم . آن حضرت به من فرمود : اى على ! گفتم : بفرماييد اى رسول خدا ! فرمود : تصميم به ازدواج گرفته‌اى ؟ گفتم : رسول خدا بهتر مىداند . و دانستم كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم قصد دارد بعضى از زنان قريش را برايم تزويج كند ، ولى من نگران بودم كه مبادا فاطمه عليها السّلام از دستم برود . روزى پيامبر شخصى را نزد من فرستاد و مرا احضار كرد ، من كه از شدّت خوشحالى سر از پا نمىشناختم به حضور آن حضرت كه در حجرهء ام سلمه مشرّف شدم و ديدم كه آن بزرگوار به قدرى شادمان است و خوشحال كه سابقه نداشت ، و هنگامى كه چشمم به ايشان افتاد ، ديدم كه چشمانش مىدرخشيد و سفيدى دندانهايش از سرور و خنده‌اى كه داشت مشاهده مىشود . رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به من فرمود : اى على ! به تو مژده مىدهم كه خداوند آن غم كه در بارهء ازدواج تو داشتم بر طرف كرد . گفتم : چگونه اى رسول خدا ؟ گفت : جبرئيل نزد من آمد و سنبل و قرنفل بهشتى به من داد ، من آنها را گرفتم و بوييدم و به جبرئيل گفتم : اين سنبل و قرنفل براى چيست ؟ گفت : خداى توانا به ملائكه و ساكنين بهشت دستور داده كه بهشت را با ميوه‌هاى درختان ، درخت‌ها و گياهان زيبا و قصرها زينت كنند و باد بهشت را فرمان داده تا عطر و بوى آنها را در سراسر بهشت منتشر سازند ، و حور العين بهشت را فرمان داده تا سورهء طه ، و طواسين و يس و حمعسق را تلاوت كند ، سپس منادى از زير عرش ندا در داده : آگاه باشيد كه امروز روز وليمه و عروسى على بن ابى طالب است ، بدانيد كه من شما را شاهد مىگيريم بر اينكه فاطمه دختر محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را براى على بن ابى طالب ، به رضايت خود تزويج نمودم . آنگاه خداوند تبارك و تعالى ابر سفيدى را فرستاد تا قطرات خود را به صورت لؤلؤ و زبرجد و ياقوت بر سر آنان ببارد ، و پس از آن ملائكه برخاستند و سنبل و قرنفل نثار اهل بهشت كردند ، و اين سنبل و قرنفل از آنها مىباشد . پس از آن خداوند ملكى را كه نامش راحيل است و در ميان ملائكه خطيبى بليغ‌تر و فصيح‌تر از او وجود ندارد مأموريت داد تا خطبه‌اى بخواند . راحيل خطبه‌اى ايراد نمود كه اهل آسمان‌ها و زمين نظير آن را نشنيده