تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت زهرا ع ) ( فارسي ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩

وا عجبا ! اين حيوانى كه من آن را از بيابانها شكار كردم و عقل و فهم ندارد با محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم اين گونه سخن مىگويد و در بارهء نبوت او شهادت مىدهد ، بعد از آنچه كه اكنون ديدم ديگر نيازى به نشانه براى اثبات حقانيت اين مرد ندارم . و سپس به رسول خدا گفت : دستت را دراز كن تا بيعت كنم ، همانا شهادت مىدهم كه معبودى جز خداى يكتا وجود ندارد و شهادت مىدهم كه تو فرستادهء او هستى . مرد صحرانشين ، بدين صورت اسلام آورد ، و اسلامش نيز نيكو بود . پس از اين سخنان رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم رو به اصحاب خود نموده و فرمود : چند سوره از قرآن را به اين فرد بياموزيد . چون چند سوره را آموخت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از او پرسيد : آيا از مال دنيا چيزى دارى ؟ اعرابى گفت : سوگند به آنكه تو را به حق مبعوث نموده ، در ميان چهار هزار مرد از قبيله بنى سليم ، هيچ كس فقيرتر و نادارتر از من نيست . پس پيامبر رو به اصحاب خود نموده و فرمود : چه كسى يك شتر به اين شخص مىدهد تا به عوض آن شترى در بهشت به او داده شود ؟ سعد بن عبادهء انصارى « 1 » برخاست و گفت : پدر و مادرم به فداى تو ، من شترى سرخ مو دارم كه آن را به او مىدهم . رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مجددا خطاب به اصحابش فرمود : چه كسى عمّامه‌اى به اين شخص مىدهد تا خداى تعالى به عوض آن تاجى از تقوى را در روز قيامت به او عطا نمايد ؟ على بن ابى طالب عليه السّلام از جا برخاست و گفت : پدر و مادرم به فداى تو اى رسول خدا ! تاج تقوى چيست ؟ رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم وصف آن تاج را براى على عليه السّلام بيان نمود و على عمّامه‌اش را از سر باز نموده و به سر آن شخص بست . سپس پيامبر به اصحابش فرمود : چه كسى به اين مرد توشهء راه مىدهد تا خداوند توشهء تقوى به او عطا كند ؟

هامش
( 1 ) سعد بن عبادهء انصارى از بزرگان انصار بود و پس از سر باز زدن از بيعت با ابو بكر و عمر به طور مرموزى به وسيلهء تيرى سمّى به قتل رسيد .