برخاسته و آن خرما را براى من آورد و فرمود : امشب با اين خرما افطار كن و فردا هستهء آن را نزد من بياور .
سلمان مىگويد : خرما را گرفتم و از خانهء فاطمه خارج شدم ، و از هر جا كه عبور مىكردم سؤال مىكردند : آيا مشك و عنبر به همراه دارى ؟ مىگفتم : آرى .
هنگامى كه وقت افطار شد با آن خرما افطار كردم ولى هستهاى در ميان آن نديدم ، پس روز بعد نزد دختر پيامبر خدا رفتم و واقعه را برايش بيان نمودم فرمود :
اى سلمان ! چنين خرمايى نبايد هسته داشته باشد زيرا درخت آن را در بهشت با اين دعايى كه پدرم به من آموخته و من هر صبح و شام آن را مىخوانم غرس شده است .
سلمان گفت : آن دعا را به من ياد بده .
فاطمه فرمود : اگر دوست دارى كه در دنيا دچار تب نشوى بر خواندن اين دعا مداومت كن .
سلمان دوباره گفت : آن را به من تعليم بده .
فاطمه گفت : مىگويى : بسم اللَّه النور ، بسم اللَّه نور النور ، . . . تا آخر .
سلمان مىگويد : من اين دعا را فراگرفتم و به بيش از هزار نفر از اهالى مدينه و مكّه كه دچار تب شده بودند تعليم دادم و همهء آنها به لطف خدا از تب نجات يافتند .
[ متن عربى ]
195 / 60 - مِن بَعْض كُتُب الْمَنَاقِب ، « 1 » بِإِسْنَادِه عَن أُسَامَةَ قَال مَرَرْت بِعَلِيٍّ وَ الْعَبَّاس وَ هُمَا قَاعِدَان فِي الْمَسْجِدِ فَقَالا يَا أُسَامَةُ اسْتَأْذِن لَنَا عَلَى رَسُول اللَّه ص فَقُلْت يَا رَسُول اللَّه هَذَا عَلِيٌّ وَ الْعَبَّاس يَسْتَأْذِنَان فَقَال هَل تَدْرِي مَا جَاءَ بِهِمَا قُلْت لَا وَ اللَّه مَا أَدْرِي قَال لَكِنِّي أَدْرِي مَا جَاءَ بِهِمَا فَأَذِن لَهُمَا فَدَخَلَا فَسَلَّمَا ثُم قَعَدَا فَقَالا يَا رَسُول اللَّه أَيُّ أَهْلِك أَحَب إِلَيْك قَال فَاطِمَةُ « 2 »
هامش
( 1 ) مقتل الحسين ، ج 1 ص 56 .
( 2 ) و مراجعه شود به :
- مسند الطيالسي ، ص 88 شمارهء 633 - مستدرك حاكم ، ج 2 ص 452 شمارهء 3562 سنن ترمذى ، ج 5 ص 678 شمارهء 3819 - المعجم الكبير ، ج 22 ص 403 شمارهء 1007 - تفسير ابن كثير ، ج 8 ص 85 - تاريخ الاسلام ، ج 2 ص 356 و 97 - المعتصر من المختصر ، ج 2 ص 353 - فيض القدير ، ج 1 ص 206 - انوار المحمّديّة ، ص 136 - صواعق المحرقة ، ص 114 - جامع الصغير ، ج 1 ص 30 - كنز العمال ، ج 12 ص 108 شمارهء 34218 - فتح الكبير ، ج 1 ص 249 - تاريخ ابن عساكر ، ج 2 ص 393 - تاريخ بغداد ، ج 9 ص 62 - ذخائر العقبى ، ص 35 - وسيلة المآل ، ص 78 - الشرف المؤبّد لآل محمّد ، ص 53 - اتحاف السائل ، ص 28 .