الْقَبْرِ فَقَالَت خَلُّوا عَن ابْن عَمِّي فَوَ الَّذِي بَعَث مُحَمَّداً بِالْحَق لَئِن لَم تُخَلُّوا عَنْه لَأَنْشُرَن شَعْرِي وَ لَأَضَعَن قَمِيص رَسُول اللَّه ص عَلَى رَأْسِي وَ لَأَصْرُخَن إِلَى اللَّه فَمَا نَاقَةُ صَالِح بِأَكْرَم عَلَى اللَّه مِن وُلْدِي قَال سَلْمَان فَرَأَيْت وَ اللَّه أَسَاس حِيطَان الْمَسْجِدِ تَقَلَّعَت مِن أَسْفَلِهَا حَتَّى لَوْ أَرَادَ رَجُل أَن يَنْفُذَ مِن تَحْتِهَا نَفَذَ فَدَنَوْت مِنْهَا وَ قُلْت يَا سَيِّدَتِي وَ مَوْلَاتِي إِن اللَّه تَبَارَك وَ تَعَالَى بَعَث أَبَاك رَحْمَةً فَلَا تَكُونِي نَقِمَةً فَرَجَعَت الْحِيطَان حَتَّى سَطَعَت الْغَبَرَةُ مِن أَسْفَلِهَا فَدَخَلَت فِي خَيَاشِيمِنَا
ترجمه
: سلمان فارسى رحمه اللَّه گويد :
هنگامى كه پس از بيعت سقيفه ، على عليه السّلام را به زور از خانهاش خارج نموده و نزد ابو بكر مىبردند تا بيعت نمايد ، حضرت فاطمه عليها السّلام از خانه خارج شد و نزد قبر پدرش رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم آمده و گفت : پسر عموى مرا رها كنيد ، به حق خداوندى كه محمّد را به حق مبعوث كرده ، اگر على را رها نكنيد موهاى سرم را پريشان مىكنم و پيراهن رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را بر سر مىگذارم و شما را نفرين مىكنم ، به خداوند سوگند كه ناقهء صالح در نزد خدا ، عزيزتر از فرزندان من نبود .
سلمان مىگويد : به خداوند سوگند ديدم كه پايههاى ديوار مسجد از جا كنده مىشود به طورى كه اگر كسى بخواهد مىتواند از آنجا داخل مسجد گردد ، پس به نزد حضرت فاطمه عليها السّلام رفتم و به او گفتم : اى سرور و مولاى من ! اى بانوى بزرگ ! خداوند متعال پدر شما را مبعوث فرمود تا رحمت براى عالميان باشد ، پس شما نقمت و عذاب را براى آنها نخواهيد و نفرينشان نكنيد . در اين حال ديدم كه پايهها به جاى خود بازگشتند و از زير آنها چنان گرد و خاكى برخاست كه داخل بينىهاى ما شد .
[ متن عربى ]
158 / . . . - المناقب : « 1 » بُرَيْدَةُ قَال النَّبِيُّ ص إِن مَلَك الْمَوْت خَيَّرَنِي فَاسْتَنْظَرْتُه إِلَى نُزُول جَبْرَئِيل فَتَجَلَّى ابْنَتَه فَاطِمَةَ الْغَشْيُ فَقَال لَهَا يَا بِنْتِي احْفَظِي عَلَيْك فَإِنَّك وَ بَعْلَك وَ ابْنَيْك مَعِي فِي الْجَنَّةِ
هامش
( 1 ) مناقب ابن شهر آشوب ، ج 3 ص 407 .