ترجمه
: امام محمّد باقر عليه السّلام فرمايد « 1 » : حضرت فاطمه عليها السّلام به على عليه السّلام تعهد داد كه تمام كارهاى داخل خانه را از قبيل خمير كردن آرد ، پختن نان ، نظافت منزل و غيره را انجام دهد و على عليه السّلام نيز تعهد نمود كه امور خارج از خانه مانند آوردن هيزم و تهيهء طعام را انجام دهد . در يكى از روزها على عليه السّلام به فاطمه عليها السّلام گفت : اى فاطمه ! آيا در خانه چيزى دارى ؟ فاطمه گفت : سوگند به آن خدايى كه حق تو را بزرگ قرار داده ، مدّت سه روز است كه چيزى نداريم تا بتوانم آن را برايت بياورم . على عليه السّلام فرمود : چرا اين امر را به من خبر ندادى ؟ فاطمه گفت : رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مرا نهى نموده از اينكه چيزى از تو بخواهم و فرموده است : اگر على چيزى براى تو آورد بپذير و در غير اين صورت هرگز از او چيزى مخواه . امام باقر عليه السّلام گويد : پس على عليه السّلام از خانه خارج شد و در بين راه فردى را ملاقات نموده و يك دينار از او قرض كرد تا طعامى براى خانه فراهم كند ، در راه بازگشت با مقداد بن اسود روبرو گرديد و از او سؤال كرد كه به چه دليل از خانه خارج شده و به دنبال چيست ؟ مقداد پاسخ داد : اى امير مؤمنان ! به حق آن خدايى كه حق تو را بر ذمّهء ما عظيم كرده ، گرسنگى موجب خروج من از منزل شده است . راوى گويد : به امام باقر عليه السّلام گفتم : آيا در آن زمان پيامبر اسلام صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم زنده بودند ؟ امام