كه مادرت با آسيه همسر فرعون و مريم دختر عمران ، در خانهاى است كه در بهشت قرار دارد و ديوارهاى آن از طلا و ستونهاى آن از ياقوت سرخ است .
و فاطمه مىگفت : خدا سلام و سلامتى است ، و سلام و سلامتى از او و به سوى اوست .
[ متن عربى ]
88 / 32 - الخرائج « 1 » رُوِيَ أَن أُم أَيْمَن لَمَّا تُوُفِّيَت فَاطِمَةُ حَلَفَت أَن لَا تَكُون بِالْمَدِينَةِ إِذْ لَا تُطِيق أَن تَنْظُرَ إِلَى مَوَاضِع كَانَت بِهَا فَخَرَجَت إِلَى مَكَّةَ فَلَمَّا كَانَت فِي بَعْض الطَّرِيق عَطِشَت عَطَشاً شَدِيداً فَرَفَعَت يَدَيْهَا قَالَت يَا رَب أَنَا خَادِمَةُ فَاطِمَةَ تَقْتُلُنِي عَطَشاً فَأَنْزَل اللَّه عَلَيْهَا دَلْواً مِن السَّمَاءِ فَشَرِبَت فَلَم تَحْتَج إِلَى الطَّعَام وَ الشَّرَاب سَبْع سِنِين وَ كَان النَّاس يَبْعَثُونَهَا فِي الْيَوْم الشَّدِيدِ الْحَرِّ فَمَا يُصِيبُهَا عَطَش « 2 »
ترجمه
: قطب الدين راوندى گويد : روايت شده :
وقتى فاطمه عليها السّلام از دنيا رحلت نمود ام ايمن سوگند خورد كه در مدينه نماند ، زيرا طاقت ديدن آن مواضع و محلهايى كه فاطمه را در آنجا ديده بود نداشت ، لذا از مدينه خارج شد و به سوى مكّه حركت كرد ، در بين راه آب او تمام و تشنگى بر او غلبه كرد پس دستان خود را به سوى آسمان بلند كرده و گفت :
پروردگارا ! من خدمتكار حضرت فاطمه هستم ، آيا مىخواهى مرا به واسطهء عطش و در حال تشنگى بميرانى ؟ در اين حال خداوند متعالى دلوى آب از آسمان براى او فرستاد و او از آن آب نوشيد و هفت سال از آب و غذا بىنياز گرديد ، و مردم او را در روز بسيار گرم به دنبال كارهايى مىفرستادند ولى او هرگز تشنه نمىشد .
هامش
( 1 ) الخرائج و الجرائح ، ج 2 ص 530 شمارهء 5 .
( 2 ) و مراجعه شود به :
- مناقب ابن شهرآشوب ، ج 3 ص 386 - الاصابة ، ج 4 ص 416 ، شبيه به آن است - عوالم العلوم ، ج 11 ص 76 ح 5 - بحار الانوار ، ج 43 ص 46 شمارهء 45 .