داد و مصيبتى كلان پديد آمد و فاجعهاى سهمگين در اسلام نمايان شد . روزى همانند روز حسين ( ع ) نيست .
يزيد به او نوشت : اى نادان ، ما به سرايى فراهم ، فرشى گسترده و تكيهگاهى آسوده اندر شدهايم و براى اينها جنگيدهايم . اگر حق از آنِ ما باشد ، براى حق خويش ستيز كردهايم ، و اگر با ديگران باشد ، پدر تو نخستين كسى بود كه اين سنت را نهاد و خودخواهانه حق را از آنِ خاندان خويش خواست . « 1 »
ابوهلال عسكرى : اولين كسى كه گفت : « جعلت فداك » على ( ع ) بود . هنگامى كه عمرو بن عبدودّ در روز نبرد خندق مبارز طلبيد و كسى او را پاسخ نداد ، على ( ع ) گفت : ( جعلت فداك يا رسول الله ؛ فدايت شوم اى رسول خدا ) آيا به من رخصت مىدهى ؟ فرمود : اين عمرو بن عبدود است ! گفت : و من على بن ابىطالب هستم ! پس سوى او روانه شد و او را از پاى درآورد و مردم اين سخن را از او فرا گرفتند . « 2 »
ابن ابىالحديد پس از نقل سخن ذىالخويصره كه به پيامبر ( ص ) گفت : اى محمد ، عدالت پيشه كن ، آورده است كه پيامبر ( ص ) فرمود : واىِ تو ، اگر من به عدالت رفتار نكنم ، پس چه كس داد ورزد ؟ ! « 3 »
در يكى از صحاح آمده است : در حالى كه مردى از جلو چشم پيامبر ( ص ) دور شده بود ، رسول خدا ( ص ) به ابوبكر فرمود : برخيز و او را بكش . برخاست و رفت و باز گشت و گفت : ديدمش كه نماز مىخواند . همين سخن را به عمر فرمود . او نيز برگشت و گفت : ديدمش كه نماز مىخواند . آنگاه همان دستور را به على ( ع ) داد . او چون باز گشت ، گفت : او را نيافتم . پس پيامبر ( ص ) فرمود : اگر اين مرد كشته شده بود ، قتل او اولين و آخرين فتنه بود ، ولى از نسل وى گروهى پديد آيند كه بىدرنگ از دايرهى دين بيرون
هامش
( 1 ) . الطرائف 1 / 247
( 2 ) . الاوائل 438
( 3 ) . شرح نهج البلاغه 2 / 266 .