ابوهلال عسكرى : اولين كسى كه مردم را گرد آورد تا نماز ميت را با چهارتكبير بخوانند ، عمر بن خطاب بود . « 1 »
حميدى گويد : مروان بن حَكم اولين كسى بود كه خطبهى نماز عيدين را پيش از نماز خواند « 2 » ؛ زيرا مردم براى شنيدن خطبهى او نمىنشستند .
اما آنچه در كتاب من لا يحضره الفقيه به امام صادق ( ع ) نسبت داده شده است كه اولين بار ، عثمان خطبهى جمعه را پيش از نماز ايراد كرده ، اشتباهى از جانب شيخ صدوق است ؛ زيرا خطبهى جمعه بدون هيچ اختلافى پيش از نماز خوانده مىشود . « 3 »
اهل سنت روايت كنند كه عمر اولين كسى بود كه « الصّلاة خيرٌ من النّوم » را در اذان افزود و اولين كسى بود كه متعهى حج و متعهى زنان را حرام كرد و اولين كسى بود كه « عول » « 4 » را در ارث قرار داد .
سيد رضى در خطبهى قاصعه كه دربردارندهى نكوهش ابليس به دليل گردنكشى و سرپيچى از سجده بر آدم ( ع ) است ، از حضرت على ( ع ) چنين باز مىگويد : ابليس نخستين كس بود كه عصبيت را آشكار ساخت و از حميت پيروى كرد . « 5 »
هامش
( 1 ) . الاوائل 164
( 2 ) . الجمع بين الصحيحين 2 / 471
( 3 ) . بنگريد به : من لا يحضره الفقيه 1 / 432
( 4 ) . منظور از عول اين است كه مضرب سهام ورثه ، بيش از سهام آنان شود ؛ يعنى مثلًا جايى كه مضرب و مخرج مشترك سهام 6 مىشود ، آن را 7 يا بيشتر بگيريم ، بهنحوى كه نقص و كمى ، به نسبت بر همه وارد شود . لازمهى مفاد تعريف اصطلاحى اين است كه از مقدار حصهى ورّاث بكاهيم و بر تعداد سهام بيفزاييم تا كليهى سهام تأمين شود و هيچ كدام از وراث محروم نگردند . گفتنى آنكه اين روش به فقه اهل سنت اختصاص دارد و در فقه شيعه پذيرفته نيست .
( 5 ) . نهج البلاغه خطبهى 192 .