تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
پيدايش دوشيزگان و كنيزكان بدان مبتلا شدند ، آن را طاعون فتيات خواندند . سپس در روزگار فرمانروانى حجاج در واسط ، طاعون اشراف آمد . در سال 100 ق . طاعون عدى بن ارطأة آشكار شد . به دنبال آن در روزگار وليد بن يزيد طاعون غراب كه نام مردى از طايفه‌ى رباب بود و اولين كسى بود كه در آن بيمارى بمرد ، دامن‌گير مردم شد . سرانجام ، طاعون سلم بن قتيبه جان مردم را گرفت . او گويد : هرگز در شهرهاى مدينه و مكه بيمارى طاعون نمايان نشد . « 1 » بلاذرى : زياد ، سنان بن سلمه را ولايت داد . او انسانى دانا و ( متأله ) خداشناس بود . وى اولين كسى بود كه سپاهيان را به طلاق سوگند داد . به مرزهاى سرزمين اسلام رفت و مكران را به‌زور بگشود و آن را شهر قرار داد . « 2 » ابن عبدالبر : اولين كسى كه در روز فتح شوشتر از دروازه‌ى شهر وارد شد ، عبدالله بن مغفل مزنى بود . « 3 » ثعالبى : اولين كسى كه نام بخارا را آورد و آن را نكوهيد و از تنگى و آلودگى آن ياد كرد ، ابوالطيب طاهرى بود و سپس ديگران از او پيروى كردند . وى از جمله چنين گفت :
بخارى مِن خرى لاشك فيه * يعز برَبعها الشىء النظيف
« بخارا از ( خ‌رى / مدفوع ) باشد و در كنار آن چيزهاى پاكيزه اندك يافت شود . » « 4 » ابن‌عنبه : اولين كسى كه وارد روستاى منجوران در دوفرسنگى بلخ شد ، عمر منجورانى فرزند محمد بن عبدالله بن محمد بن عمر بن على بن ابىطالب ( ع ) بود . « 5 » ابن‌اثير در رخدادهاى سال 32 ق . : عثمان به سعيد بن عاص نوشت كه سلمان بن ربيعه را براى پيكار به « باب » بفرستد ؛ اما سعيد او را بر باب گمارد و حذيفه را به
هامش
( 1 ) . المعارف 601 ( 2 ) . فتوح البلدان 417 ( 3 ) . الاستيعاب 3 / 996 ( 4 ) . يتيمة الدهر 4 / 80 ( 5 ) . عمدة الطالب 450 .
نخستينها ( فارسى ) — صفحة 252 | الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) / محمد رضا مرواريد