تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
موجوداتى به جنبش افتادند . آن‌گاه آتشى براى آنان فراز آورد و آنان را كه در سمت چپ بودند فرمود تا در آن وارد شوند . سوى آن رفتند و هراسان شدند ، ولى به آن درنيامدند . آن‌گاه كسانى را كه در سمت راست بودند فرمود تا وارد آتش شوند . رفتند و داخل شدند ، و خدا آتش را فرمود تا براى آنان سرد و سلامت شود . چون مردمان سمت چپ آن را چنين ديدند گفتند : پروردگارا ، از ما درگذر . خداى از ايشان بگذشت و به ايشان گفت : به آن درآييد . رفتند و روبه‌روى آن ايستادند اما داخل نشدند و خدا دوباره آنان را به صورتى گِلين برگرداند و آدم را از همان گِل بيافريد . امام ( ع ) افزود : بنابراين ، نه اين‌ها مىتوانند از آنان باشند و نه آنان از اين‌ها . سپس فرمود : روايت كنند كه رسول خدا ( ص ) اولين كسى بود كه وارد آن آتش شد . براى همين است كه در آن آيه فرمود :
قُلْ إِنْ كانَ لِلرَّحْمنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعابِدِينَ
« 1 » « بگو اگر براى خداى رحمان فرزندى باشد ، من نخستين بندگان هستم . » « 2 » ابوالفرج اصفهانى ، از ابن‌اشعب : اشعب با عثمان در خانه بود . چون خانه محاصره شد ، غلامانش شمشير بركشيدند تا به جنگ برخيزند . عثمان گفت : هر كه شمشير خويش را در نيام كند ، آزاد است . اشعب گفت : به خدا ، چون اين سخن به گوشم خورد ، اولين كسى بودم كه شمشيرم را غلاف كردم . « 3 » فيروزآبادى در ماده‌ى ىس‌ر : اولين كسى كه با سفاح بيعت كرد ، محمد بن ابراهيم بن ياسر ذوحاجتين بود كه هر روز دو داورى به درگاه سفاح مىبرد . « 4 » يعقوبى : به تاريخ ذوالقعده‌ى سال 40 هجرى قمرى براى معاويه در كوفه بيعت گرفتند و مردم را براى پيمان بستن گرد آوردند . يكى مىآمد و مىگفت : اى معاويه ، به خدا قسم ، با تو بيعت مىكنم ، اما از تو ناخشنودم . مىگفت : بيعت كن ، كه خداوند در امور ناخوشايند خير فراوانى نهاده است .
هامش
( 1 ) . زخرف 81 ( 2 ) . الكافى 2 / 7 ( 3 ) . الاغانى 19 / 93 ( 4 ) . القاموس المحيط 1 / 184 .