از ابن سرابيون تا ابن هندو
از شهرهاى دانشگاهى إيران شهر وسورستان مىتوان أنطاكية وأدس ونصيبين وقنسرين وتيسفون وسرانجام جندي شاپور را ياد كرد .
شهر جنديشاپور كه « به از انديشاپور » و « وندى شاپور » و « بيت لاپات » يا « بيلآباد » ( شاه اباد كنونى ) ناميده مىشود وميان دو شهر شوش وشوشتر مىباشد ، هنگام پيروزى إيران بر روم در جنگى كه ميان شاپور ساسانى ( 241 - 272 ) وو الريانوس ( 253 - 259 ) درگرفت گويا در سالهاى 258 - 260 بنياد گرفته وجايگاه گرفتاران جنگى رومى بوده است .
شاپور كه اين شهر را براي بيگانگان رومى گرفتارشدهء در جنگ ساخته بود ، گروهى از پزشكان يوناني را در آنجا آورده وآنان پزشكى هيپوكراتى ( بقراطى ) با خود بدانجا بردهاند . پزشكان سريانى زبان نيز در آنجا مىبوده ونگارشهاى جالينوس وديسقوريدوس وديگران را مىخوانده وترجمه وگزارش مىكردهاند .
تا اينكه خسرو انوشيروان ( 521 - 579 ) دانشگاه پزشكى آنجا را بنياد نهاده وبيمارستانى نيز با آن بوده است . دانش يوناني را در آنجا به زبان آرامى مىآموختند وبرنامهء آن آموزشگاه مانند برنامهء دانشگاههاى اسكندريه وأنطاكية بوده ، مگر اينكه دانشجويان در آنجا مىكوشيدند تا در پزشكى سرامد كردند ، ودر اين دانش هرچه بيشتر آگاهى يابند . اين شهر جايگاه پزشكان نستورى هم بوده وآن را پروين
Pleias
يا انجمنگاه پزشكان نامور نستورى مىخواندهاند .
سرانجام آموختگان دانشگاه جندي شاپور را دستگاه خلافت عربى به بغداد فرا خوانده وآنان آنچه در آن دانشگاه آموخته بودند ، همهء آنچه كه از دانشگاههاى