تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 493

مساهمون:

ص٤٩٣
ابو سعيد خدرى گويد : اسامة بن زيد ، كنيزى را به صد دينار به مدّت يك ماه خريد ، شنيدم كه رسول خدا ( ص ) مىفرمود : آيا از اسامه تعجب نمىكنيد كه يك ماهه معامله مىكند ؟ چه اسامة بن زيد آرزوى طولانى دارد ، به خدايى كه جان من در دست قدرت اوست ، چشمم را نمىگردانم مگر اينكه تصور مىكنم پلكهاى چشمم بهم نرسيده خداوند قبض روحم خواهد فرمود ، و چشمم را نمىگشايم مگر اينكه فكر مىكنم كه آيا مىتوانم ببندم پيش از آن كه قبض روح شوم ؟ و لقمه‌اى را بر نمىدارم مگر اين كه گمان مىبرم ، به آسانى فرو نمىبرم مگر اينكه گلوگير مىشوم ! آنگاه فرمود : اى فرزندان آدم اگر عاقليد ، خود را از مردگان بدانيد ، پس به خدايى سوگند كه جان من در دست قدرت اوست همانا شما را وعده‌اى كه داده‌اند فرا خواهد رسيد ، و شما ناتوان نيستيد ( 4 ) . آورده‌اند كه پيامبر ( ص ) سه تركهء چوب به دست گرفت ، يكى را در پيش رو و ديگرى را در پهلوى خود كاشت ، اما سوّمى را دور انداخت ، و فرمود : آيا مىدانيد كه اين چه بود ؟ گفتند : خدا و پيامبرش داناترند . فرمود : اين چوب خود انسان است ، و آن ديگرى اجل آدمى است و امّا سوّمى آرزو است كه فرزند آدم را به خود مشغول مىكند و اجلش پيش از آرزو او را فرا مىگيرد . ( 5 ) پيامبر ( ص ) فرمود : فرزند آدم از روزى كه روى پايش ايستاده ، در كنارش نود و نه بلا ، نيز ايستاده‌اند ، اگر تير بلاها كه او را هدف‌گيرى كرده‌اند ، به خطا روند ، او به پيرى خواهد رسيد . ( 6 ) ابن مسعود گويد : انسان و اطرافش را اين گرفتاريها به سرعت گرفته‌اند و پيرى نيز به دنبال آنها و آرزو نيز در پى پيرى ! پس او آرزو مىكشد ، و گرفتاريها به طرف او حمله‌ورند ، پس او را بازداشت كرده و مىگيرند ، و اگر تير بلاها هم به خطا روند ، پيرى او را در حالى از پا درمىآورد كه چشمش در پى آرزوست . پيامبر ( ص ) فرمود : فرزند آدم پير مىشود و دو چيز در وجود او جوان مىشوند : حرص و آرزو ( 7 ) !