تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
توجه كند كه بزرگى تنها شايستهء خداست و اما از نظر عملى ، خود را بر آنچه كه براى او گران بود - از قبيل اعتراف به حق - وادار كند ، و زبان حمد و سپاس بگشايد ، و بر ناتوانى خود ، اقرار كند و از استفاده‌اى كه كرده است ، از دوستش سپاسگزار باشد ، و بگويد : چه قدر خوب فهميدى ! من غفلت داشتم از آنچه تو يادآورى كردى ، خدا تو را جزاى خير دهد چرا كه حكمت گم‌شدهء مؤمن است ، پس هر گاه بر آن دست يافت ، شايسته است از كسى كه راهنمايى كرده است ممنون باشد ، هر گاه چندين بار پياپى مواظبت كند ، به صورت عادت درآمده و سنگينى حرف حق از دلش بيفتد و پذيرشش گوارا شود . و هر گاه سپاسگزارى از دوستان به دليل خوبيهايشان بر وى سنگين باشد ، پس داراى خودخواهى است ، امّا اگر در خلوت بر او گران نبود و در حضور مردم بر او گران بود ، پس خودخواه نيست ، و ليكن رياكار است ، بايد آن را با بريدن چشم طمع از مردم - به روشى كه گفتيم - معالجه كند ، و اگر هم در خلوت و هم در حضور مردم گران آمد ، او هم مبتلا به خودخواهى ، و هم مبتلا به رياكارى است و تا وقتى كه از هر دو خلاص نشده است ، خلاصى از يكى سودى به حال او ندارد . پس بايد هر دو بيمارى را با هم معالجه كند كه هر دو مهلكند . 2 - با همگنان و امثال خود در انجمنهايى كه گرد هم مىآيند ، آنان را بر خود مقدّم بدارد و پشت سر آنها راه برود ، و پايين‌تر از ايشان بنشيند ، اگر اين حالت بر او سنگين بود ، پس متكبّر است و بايد با دقت مواظبت كند تا اين سنگينى را از خود دور كند و بدين وسيله خودخواهى را از خويشتن بزدايد . 3 - دعوت افراد تنگدست را بپذيرد ، و براى رفع نياز دوستان و خويشان خود به بازار برود ، اگر اين امر بر او گران آمد ، پس خودخواه است ، زيرا همهء اينها از مكارم اخلاق است و داراى اجر فراوان ، و فرار نفس از آنها جز به دليل ناپاكى باطنى آن نيست ، در اين صورت بايد تمام آنچه را از معارف نامبرده كه باعث زدايش بيمارى خودخواهى است به خاطر آورد .