اين مردم به دليل خشم خدا مردهاند و اگر به دليل ديگرى مرده بودند ، يك ديگر را دفن مىكردند . عرض كردند : يا روح الله ! دوست داشتيم كه از جريان اينان آگاه مىشديم . حضرت عيسى از خداوند درخواست كرد ، و خداوند به وى وحى كرد :
بهنگام شب آنان را صدا بزن ، تو را پاسخ خواهند داد ، وقتى كه آخر شب شد ، حضرت عيسى ( ع ) ندا درداد ؛ اى مردم روستا ! صدايى آمد : آرى يا روح الله ! عيسى ( ع ) پرسيد : حال شما و داستان شما چيست ؟ عرض كرد : ما شب تندرست و خوش خوابيديم ، و صبح خود را در هلاكت ديديم ، فرمود : چگونه شد ؟ گفت :
به خاطر علاقهء ما به دنيا و پيروى از گنهكاران بود . فرمود : علاقهء شما به دنيا چگونه بود ؟ گفت : مانند علاقهء كودك به مادرش ، هر گاه دنيا به ما رو مىكرد خوشحال ، و هر گاه پشت مىكرد محزون و گريان بوديم . فرمود : همراهان تو را چه شده است كه پاسخ مرا نمىدهند ؟ گفت : به دهانهاى ايشان لجامى است از آتش ، كه به دست فرشتگان عذاب است . فرمود : از بين آنها تو چگونه توانستى پاسخ دهى ؟ گفت : من با اين كه در بين آنها بودم ، امّا از آنها نبودم ، و هنگامى كه عذاب بر آنها نازل شد ، مرا نيز فرا گرفت ، و من در لبهء جهنّم آويختهام نمىدانم از آن نجات مىيابم ، و يا سقوط مىكنم .
آنگاه حضرت عيسى ( ع ) به حواريّون فرمود : خوردن نان جوين با نمك ناساييده و پوشيدن پلاس ، و روى مزبلهها خوابيدن با سلامت و عافيت دنيا و آخرت ، خير كثير و نيكى فراوان است .
انس مىگويد : شتر عضباى پيامبر ( ص ) جلو نمىرفت ، مرد عربى شترى آورد ، و آن جلو افتاد ، و اين كار بر مسلمانان گران آمد ، رسول خدا ( ص ) فرمود :
بر خدا حق است كه چيزى را بالا نبرد ، مگر اين كه پست كند . ( 21 ) عيسى ( ع ) مىگويد : كيست كه بر روى امواج دريا خانهاى همچون دنياى شما بسازد ؟ بنا بر اين شما در اين خانه آرام نگيريد ، و آسايشگاه خود مپنداريد .
مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 257
مساهمون: ورام بن أبي فراس المالكي الاشتري
ص٢٥٧