تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
نهايى او ، و خطاها و لغزشها آرزوى اوست ، كه چگونه فردا در پيشگاه خدا رسوا مىشود ! نقل كرده‌اند : خداوند متعال به حضرت موسى وحى كرد : اى موسى تو را چه كار به سراى ستمگران ، زيرا كه آنجا سراى تو نيست ، همّت خود را از آن بيرون كن و عقلت را از آن جدا ساز ! آنجا بد سرايى است جز براى كسى كه عمل صالح انجام دهد كه براى او خوب منزلى است ، اى موسى من در كمين ستمگرم تا اين كه انتقام ستمديده را از او بستانم . روايت كرده‌اند كه رسول خدا ( ص ) ابو عبيدة بن جرّاح را به بحرين فرستاد ، و او مقدارى مال از آنجا آورد ، و انصار از برگشتن ابو عبيده آگاهى يافتند ، ناگاه بهنگام نماز صبح با پيامبر ( ص ) نماز گزاردند ، و پس از نماز پيامبر ( ص ) ، برگشتند و خود را به پيامبر نشان دادند . رسول خدا ( ص ) لبخندى زد و فرمود : گمان مىبرم ، شما شنيده‌ايد كه ابو عبيده چيزى از بحرين آورده است ؟ گفتند : آرى يا رسول الله ! فرمود : پس مژده باد ، و منتظر چيزى باشيد كه باعث خوشنودى شماست ، به خدا قسم من از تنگدستى براى شما نمىترسم ، بلكه مىترسم از اين كه دست شما بر مال دنيا باز باشد ، همان طورى كه ، مردم قبل از شما بودند و شما در جمع آورى مال دنيا با هم - مانند پيشينيان - به رقابت برخيزيد ، و شما را نيز مانند آنها به نابودى كشاند . ( 18 ) ابو سعيد خدرى مىگويد : رسول خدا ( ص ) مىفرمايد : من بيش از هر چيز بر شما بيمناكم از آنچه خداوند براى شما از بركات زمين بيرون مىآورد ، پرسيدند : يا رسول الله بركات زمين چيست ؟ فرمود : جلوهء دنيا . ( 19 ) رسول خدا فرمود : دلهايتان را به ذكر دنيا مشغول نكنيد . و از ياد دنيا نهى فرمود ، تا چه رسد به غرق شدن در دنيا . ( 20 ) يكى از بزرگان مىگويد : حضرت عيسى ( ع ) به روستايى گذر كرد ، ديد ، تمام مردم آنجا ميان حياط منزل و كوچه‌ها مرده‌اند ، رو به حواريون كرد و گفت :