چه پلكهاى چشم را [ در اثر گرفتارى و گريهء زياد ] زخمى كردى .
يونس بن ميسره مىگويد : ما را چه مىشود كه هر زمانى كه بر ما بيايد از دست آن مىگرييم و هر زمانى كه برود بر آن مىگرييم .
امام حسن ( ع ) روز عيد فطر جمعى را ديد مىخندند و بازى مىكنند ، فرمود : همانا خداوند روزه را ميدان مسابقه براى بندگانش قرار داده است تا در اطاعت او بر يك ديگر سبقت گيريد ، و به جان خودم كه اگر پردهها به يكسو روند ، هر آينه نيكوكار و بدكار ، هر دو در انديشهء كار خود بوده ، و فرصتى براى نو كردن لباس و يا سرودن شعرى نخواهند داشت . ( 80 ) حضرت عيسى ( ع ) مىفرمايد ، از پليدى دنياست كه معصيت خدا در آن صورت مىگيرد ، و كسى به آخرت نمىرسد جز با ترك دنيا .
به راهبى گفتند : چگونه خويشتن را از دنيا وارستى ؟ گفت : دانستم كه از دنيا ناراضى بيرون خواهم شد ، پس خواستم كه خوشحال از آن بيرون روم .
عمر بر رسول خدا ( ص ) وارد شد در حالى كه پيامبر روى بوريايى نشسته بود كه در پهلوى وى اثر گذاشته بود ، عرض كرد : يا رسول اللَّه ! خوب بود كه فرش نرمتر از او تهيه مىكرديد ، فرمود : « مرا چه كار به دنيا ، داستان من با دنيا مانند سوارهاى است كه در روز گرم تابستان راه پيموده است و ساعتى از روز را زير سايهء درختى به سر برده و پس از آسايش آنجا را ترك مىگويد . » ( 81 ) ابن ميّاده مىگويد : نه كالاهاى دنيا و نه سخن آن را ، هيچ يك را فراموش نمىكنم ، در حالى كه اشكهايى كه از دست دنيا جارى است انبوه سرمههاى چشم را مىزدايد . از اين روز كوتاه بهرهبردارى كن كه تو در گروى ايام ماههايى طولانى هستى ! ( 82 ) امير المؤمنين ( ع ) فرمود : « خداوند شما را بيامرزد ، بدانيد كه شما در زمانى زندگى مىكنيد كه در آن گويندهء حق اندك ، و زبان از راستگويى الكن ، و طرفدار حق خوار است ، مردم آن بر نافرمانى رو آورده و بر ظاهرسازى
مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 155
مساهمون: ورام بن أبي فراس المالكي الاشتري
ص١٥٥